ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٨٥
آنى كه باهاش مبارزه مىكنند، اين است. و اصلًا مسألهى ولايت فقيه و رهبرى در قانون اساسى، معنايش اين دو چيز است در حقيقت: يعنى نماد و تجسّم دين، و نماد و تجسّم حضور مردم؛ اين دو چيز است. اين (ولايت فقيه) وقتى كه در يك جامعهيى وجود داشته باشد، اين دو معنا تأمين شده است.[١] حكومت «جمهورى اسلامى» مورد نظر ما، از رويه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) و امام على (عليه السلام) الهام خواهد گرفت و متكى به آراى عمومى ملت خواهد بود و شكل حكومت با مراجعه به آراى ملت تعيين خواهد گرديد.[٢] ما هم كه حكومت اسلامى مىگوييم، مىخواهيم يك حكومتى باشد كه هم دلخواه ملت باشد و هم حكومتى باشد كه خداى تبارك و تعالى نسبت به او گاهى بگويد كه اينهايى كه با تو بيعت كردند، با خدا بيعت كردند- «انَّما يُبايعُون اللَّه»[٣]- يك همچو دستى حاكم باشد كه بيعت با او بيعت با خدا باشد ... دست او را دست خدا بداند؛ ظل اللَّه باشد، يد اللَّه باشد، حكومتْ حكومت الهى باشد. ما حكومتى را كه مىخواهيم، يك همچو حكومتى مىخواهيم. آرزوى ما اين است كه يك همچو حكومتى سر كار بيايد كه تخلف از قانون الهى نكند ... ما مىخواهيم يك حكومت الهى باشد موافق ميل مردم، رأى مردم، و موافق حكم خدا. آن چيزى كه موافق با اراده خداست موافق ميل مردم هم هست. مردم مسلمانند، الهى هستند.[٤] در دوران نبوت و در دوران امامت كه حاكم جامعهى اسلامى از سوى خدا تعيين شده مردم نقش ندارند. مردم چه بدانند، چه ندانند، چه بخواهند، چه نخواهند پيغمبر امام و پيشواى جامعه است؛ رهبر و حاكم مردم است. البته
[١] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى ستاد ارتحال حضرت امام( ره) ١٢/ ٣/ ١٣٨٠
[٢] - صحيفه امام، ج ٤، ص ٣٣٤
[٣] - تنها با خدا بيعت مىنمايند.( فتح: ١٠)
[٤] - صحيفه امام، ج ٤، ص ٤٦٠