ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٥٠
يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ»؛ اين فضل و لطف و تفضّل خداست كه به هر كه خواهد مىدهد، «وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»؛[١] كه خدا گشوده دست و داناست.
آيه بعد راجع به ارتباط و پيوند اجزاء جامعه اسلامى با آن قلب و با آن پيشوا و يا آن امام است. خوب دقت كنيد تا در يابيد كه چگونه مسائلى كه غالباً تصور مىشود قرآنى نيست، قرآن با صراحت و با زبان رسا درباره آن حرف مىزند. روابط خارجى را گفت، پيوندهاى داخلى را گفت حالا قلب پيوندهاى داخلى را بيان مىكند؛ يعنى پيشوا را؛ رهبر و امام را. مىگويد: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ»؛[٢] ولى و قائم امر وآن كسى كه تمام نشاطها و فعاليتهاى جامعه و امت اسلامى به او بايد برگردد و از او بايد الهام بگيرد، خداست. اما خدا كه مجسّم نمىشود، بيايد و بين مردم بنشيند و امر و نهى كند! پس ديگر كى؟ «وَ رَسُولُهُ»؛[٣] پيداست كه بين رسول و بين خدا هرگز رقابت و تنازع نيست؛ پيامبر، رسول اوست. اما همانطور كه قرآن گفته است: «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ»؛[٤] رسول هم براى هميشه باقى نمىماند؛ پس بايد براى بعد از رسول هم تكليفها روشن باشد. لذا خداى تعالى آنها را معرفى مىكند: «وَ الَّذينَ آمَنُوا»؛[٥] آن كسانى كه ايمان آوردند؛ اما هر كه ايمان آورد كافى است؟ معلوم است كه جواب منفى است؛ بلكه صفات ديگرى هم دارد: «الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاهَ»؛ و آنها كه اقامه نماز مىكنند، «وَ يُؤْتُونَ الزَّكاهَ»؛ و زكات مىدهند، «وَ هُمْ راكِعُونَ»؛[٦] در حالى كه در ركوع اند؛ يعنى در حال ركوع زكات مىدهند.
[١] - همان
[٢] - مائده: ٥٥
[٣] - همان
[٤] - تو مىميرى و آنها نيز خواهند مرد!( الزمر: ٣٠)
[٥] - مائده: ٥٥
[٦] - همان