ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٣٨
تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد، خون دل خوردن دارد كه ائمه هدى (عليهم السلام) بعد از شهادت امير المؤمنين يكسره در راه ولايت كوشيدهاند.
تمام تلاش ائمه براى اين بودهاست كه ولايت را زنده كنند، جامعه اسلامى را احياء كنند تا اين نهالى را كه بنام انسان در اين مزرعه و در اين باغستان و در اين نهالستان غرس شده، با آب گواراى جانبخش حيات آفرين ولايت زنده و سر سبز و بالنده كنند، اين تلاش ائمه بود، تلاش ما نيز براى ولايت جامعه بايد اين باشد كه ببينيم براى قدرت دادن به ولىّ اسلام چه كارى بايد بكنيم.
همانطور كه قبلًا گفته شد يك وقت است كه على بن ابيطالب (عليه السلام) حسن بن على (عليه السلام)، حسين بن على (عليه السلام)، على بن حسين (عليه السلام)، تا آخر، ائمه به نام و خصوصيات مشخص مىشوند، يك وقت هم هست كه با نام مشخص نمىشوند بلكه توسط يك ولى با صفاتى مشخص مىشوند همانطور كه فرمودهاند: «فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاء صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ ...»[١] اين طورى ولى را مشخص مىكنند اين هم از طرف خداست، منتهى آن اولى را با اسم معين كردهاند و اين را خصوصياتش را گفتهاند، شما خودت حساب كردهاى، اندازه كردى، قواره گرفتى، الگو را گذاشتهاى حضرت آيت اللهالعظمى آقاى بروجردى در آمد، وقتى كه انسان بناى كارش را بر اين گذاشت كه قوانين اسلامى و مقررات الهى را در جامعه بصورتى كه ولايت حكم مىكند، زنده و احياء بكند آن وقت مىگردد و راهش را پيدا مىكند، روش ها و شيوه هايش را پيدا مىكند كه ما فعلا در شيوه ها و روش ها بحثى نداريم.[٢] پس ولايت در اصطلاح اوّلى قرآن يعنى بهم پيوستگى و هم جبهگى
[١] - و امّا آن كسى از فقهاء امّت ما كه نگهبان نفس خود از آز و هوس و حافظ دين ايزد تعالى و تقدّس و مخالف آز و هوا و مطيع أمر حضرت مولى خود بود ...( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ٢، ص ٤٥٨)
[٢] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ٧١- ٦٥