ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٢٠
است. و از واجبات مطلق مىباشد نه مشروط. و از جاهايى است كه فقهاى اسلام بايد دنبالش بروند، حوزههاى دينى بايد به فكر باشند و خود را مجهز به تشكيلات و لوازم و قدرتى كنند كه بتوانند اسلام را به تمام معنا نگهبانى كنند، همان گونه كه خود رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) حافظ اسلام بودند و عقايد و احكام و نظامات اسلام را به تمام معنا حفظ مىكردند.
٧. پيرامون روايت مَنْزلَهُ الْفَقيهِ
در عوائد نراقى از «فقه رضوى» روايتى نقل مىكند به اين مضمون: «مَنْزلَهُ الْفَقيهِ فى هذَا الْوَقْتِ كَمَنْزِلَهِ الانْبِياءِ فِى بَنى إِسْرائيلَ».[١] حضرت موسى (عليه السلام) از انبياى بنى اسرائيل است؛ و همه چيزهايى كه براى حضرت رسول اللَّه (صلى الله عليه و آله) هست، براى حضرت موسى هم بودهاست. البته به اختلاف رتبه و مقام و منزلتشان. بنا بر اين، ما از عموم «منزله» در روايت مىفهميم آنچه را كه براى حضرت موسى در امر حكومت و ولايت بر مردم بوده، براى فقها هم مىباشد.
٨. پيرامون روايتِ حكمت جعل اولوا الامر
امام [رضا (عليه السلام)] مىفرمايد: اگر كسى بپرسد چرا خداى حكيم «اولى الامر» قرار داده و به اطاعت آنان امر كردهاست. جواب داده خواهد شد كه به علل و دلايل بسيار چنين كردهاست. از آن جمله، اينكه چون مردم بر طريقه مشخص و معينى نگهداشته شده، و دستور يافتهاند كه از اين طريقه تجاوز ننمايند و از حدود و قوانين مقرر درنگذرند، زيرا كه با اين تجاوز و تخطى دچار فساد خواهند شد، و از طرفى اين امر به تحقق نمىپيوندد و مردم
[١] - مقام فقيه در اين زمان مانند انبيا است در بنى اسرائيل( بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ٣٤٦)