ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٦٦
يا فرض بفرمائيد در مثال ديگر، حاكم اسلامى دستور مىدهد كه فلان كِشت را در زمينهاى خودتان نكنيد، يك وقتى است كه مثلًا جامعهى اسلامى به گندم نياز دارد، فرض كنيد يك شرايطى پيش بيايد كه جامعهى اسلامى مايحتاج مبرمى به غلات داشته باشد؛ به گندم و جو مثلًا داشته باشد، اينجا حاكم اسلامى دستور خواهد داد كه هر كسى كه مزرعهاى دارد يا مزرعهاى با اين شرايط يا در اين جاهاى خاص دارد، ممنوع است از اين كه چيز ديگرى كشت كند و موظف است كه فقط گندم يا جو كشت كند. خب، اينجاست كه كسى بيايد بگويد: آقا من مالك اين زمين بودم و اختيار ملك خودم را داشتم؛ من مىخواهم به جاى گندم، مثلًا هندوانه كشت كنم». بله؛ تسلط بر ملك خود و زمين خود و اختيار كشت، اين يك حكم شرعى است؛ اما حفظ نظام جامعه، حفظ رفاه جامعه- كه اگر گندم به آن نرسد، اين نظام، اين رفاه از بين خواهد رفت- اين هم يك حكم شرعى است و اين مهمتر از آن است. اينجا حاكم اسلامى دستور مىدهد كه مثلًا در فلان جاها، در فلان مناطق با فلان شرايط، هيچ كس حق ندارد كه غير از اين مواد، چيز ديگرى را كشت كند. يا مثلًا اگر حاكم اسلامى بگويد: كسى حق ندراد كشت خشخاش بكند، اگر كسى بگويد آقا خشخاش يك كِشتى است؛ من مىخواهم در زمين خودم خشخاش كشت كنم! حاكم مىتواند بگويد: نه! امنيت عمومى جامعه و سلامت عمومى جامعه به هم خواهد خورد؛ اگر كسى پولش را بدهد و مواد مخدر را مثلًا خريد و فروش كند، يا مواد مخدر را توليد بكند، يا مواد مخدر را نگه بدارد، سلامت جامعه تهديد خواهد شد و حفظ سلامت جامعه يك واجب شرعى است؛ يك حكم فقهى است و ولى فقيه اهميت اين حكم فقهى را بيشتر مىداند از اهميت مالكيت شما بر پولت يا بر زمينت كه مىخواهى حالا مثلًا خشخاش كشت بكنى؛ لذا اين را بر آن ترجيح مىدهد و اعلام مىكند كه جايز نيست و حرام