ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٣٩
و اتصال شديد يك عده انسانى كه داراى يك فكر واحد و جوياى يك هدف واحد هستند، در يك راه قدم بر مىدارند، براى يك مقصود تلاش و حركت مىكنند، يك فكر و يك عقيده را پذيرفتهاند افراد اين جبهه هر چه بيشتر بايد بهم متصل باشند و از جبهه ها ديگر و قطبهاى ديگر و قسمت هاى ديگر خودشان را جدا و كنار بگيرند چرا؟ براى اينكه از بين نروند، در آن هضم نشوند، اين را در قرآن ولايت مىگويند.[١] ولايت امت مسلمان، و ولايت آن جبههاى كه در راه خدا و برا ى خدا مىكوشد باين معنا است كه ميان افراد اين جبهه هر چه بيشتر اتصال و پيوستگى بوجود بيايد و هر چه بيشتر دلهاى اينها به هم گره بخورد و نزديك بشود و هر چه بيشتر از قطبهاى مخالف از كسانى كه بر ضد آنها مىانديشند و بر ضد آنها عمل مىكنند جدا بشود اين معناى ولايت است.[٢] اگر فرض كنيم در رأس قدرت، كسانى باشند كه با مردم ارتباطى نداشته باشند، اين ولايت نيست. اگر كسانى باشند كه رابطهى آنها با مردم، رابطهى ترس و رعب و خوف باشد- نه رابطهى محبت و التيام و پيوستگى- اين ولايت نيست. اگر كسانى با كودتا بر سر كار بيايند، اين ولايت نيست. اگر كسى با وراثت و جانشينى نسبى- منهاى فضايل و كيفيات حقيقى كه در حكومت شرط است- در رأس كار قرار گيرد، اين ولايت نيست. ولايت، آن وقتى است كه ارتباط والى يا ولى، با مردمى كه ولايت بر آنهاست، يك ارتباط نزديك، صميمانه، محبتآميز و همانطورى كه در مورد خود پيامبر وجود دارد- يعنى «بَعَثَ فيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ»[٣] يا «بعث منهم»: از خود آنها كسى را مبعوث كردهاست- باشد؛ يعنى از خود مردم كسى باشد كه عهدهدار مسألهى
[١] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ٢٠
[٢] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ٢٥
[٣] - در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت.( آلعمران: ١٦٤)