ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٣
غريزهى افزونخواهى و سلطهجويى تشويق نمودند، و از تباه شدن و هرز رفتن استعدادها و غلتيدن در لجنزار فساد اخلاقى برحذر داشتند، و سرچشمههاى فضيلت و راستى و محبت و كار و ابتكار و دانش و آگاهى را در او جارى ساختند، و ياد خدا و عشق به او را- كه ضامن اين همه و تعالى بخش روان اوست- بدو تلقين كردند.
... آزادى، برابرى انسانها، عدل اجتماعى، خودآگاهى افراد جامعه، مبارزه با كژى و زشتى، ترجيح آرمانهاى انسانى بر آرزوهاى شخصى، توجه و ياد الهى، نفى سلطههاى شيطانى و ديگر اصول اجتماعى نظام اسلامى و نيز اخلاق و رفتار شخصى و تقواى سياسى و شغلى، همه و همه ملهم و زائيدهى آن جهانبينى و برداشت كلى از جهان و انسان است. اسلام نظامهاى مبتنى بر زور و قلدرى و زايندهى ظلم، جهل، اختناق، استبداد، تحقير انسان و تبعيض نژادها، ملتها، خونها و زبانها را رد مىكند و غلط مىشمرد، و با هر آن نظام و كس كه به ستيزهى نظام اسلامى كمر بندد، با شدت و مقاومت مىستيزد، و بجز آنان با همهى انسانها- چه هم كيش و چه ناهم كيش- به محبت و مساعدت امر مىكند. بر چنين پايهها و با چنين هدفهايى انقلاب اسلامى در ايران پديد آمد، و نظام جمهورى اسلامى را بنا نهاد.[١]
٢. تكريم انسان؛ ركنِ جهانبينى اسلامى
جهانبينى و بينش اسلامى، فصول متعدّدى دارد ... ركن دوم، تكريم انسان است؛ يا مىتوانيم به آن بگوييم انسان محورى. البته انسان محورى در بينش اسلامى، بهكلى با اومانيسم اروپاى قرون هجده و نوزده متفاوت است. آن يك چيز ديگر است، اين يك چيز ديگر است. آن هم اسمش انسان محورى
[١] - سخنرانى آيتالله خامنهاى در چهلودومين مجمع عمومى سازمان ملل، نيويورك ٣١/ ٠٦/ ١٣٦٦