ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٣٦٤
به شما اين كلمه را عرض كنم. درخواستهاى رهبرى- كه يك خدمتگزار، يك طلبهى ضعيف بيش نيستم- مطالبات و درخواستهايى كه به اقتضاى مسؤوليت خودم دارم، اين مطالبات بايد شناخته بشود؛ با مطالبات دستههاى سياسى و گروههاى سياسى و جناحهاى سياسى نبايد مخلوط بشود. بايد ديد چه مىخواهيم ما؟ دنبال چه هستيم؟ هدف چيست؟ اينها خيلى مهم است؛ اينها آن چيزهايى است كه مىتواند شما جوانهاى عزيز را- انشاءاللَّه- در صراط مستقيم الهى پيش ببرد.[١] ولايت در يك انسان به معناى وابستگى فكرى و عملى هرچه بيشتر روز افزونتر با ولىّ است. ولىّ راپيدا كن. ولىّ خدا را بشناس، آن كسى كه او ولىّ حقيقى جامعه اسلامىاست، او را مشخص كن بعد از آنكه مشخص كردى شخصاً از لحاض فكر، از لحاظ عمل، از لحاظ روحيات، از لحاظ راه و رسم و روش، خودت را باو متصل كن، مرتبط كن، بدنبالش حركت بكن بطوريكه تلاش تو، تلاش او و جهاد تو، جهاد او، دوستى تو، دوستى او، دشمنى او، دشمنى تو، جبهه بنديهاى تو، جبهه بنديهاى او باشد اين است كه آدمىكه داراى ولايت است. كسى كه ولىّ را بشناسد. فكر ولىّ را بشناسد و باولىّ همفكر بشود، عمل ولىّ را بشناسد و باولىّ هم عمل بشود، دنبال او راه بيفتد، خودش را فكراً و عملًا پيوسته با ولى بخواند چنين كسى داراى ولايت است. ولى ما ولايت را منحصر كرديم فقط بر اينكه در دلمان مهر علىّ بن ابيطالب است و قطره ها ى اشك هم براى امير امؤمنين مىريزيم ولى عمل ما ضد عمل على و فكر و انديشه مان ضد انديشه على است. ما از ولايت، براى خودمان يك افسانه، يك اسطوره و يك خرافهاى درست كردهايم و دل خودمان را خوش كرديم كه از جمله موالى حضرت علىّ بن ابيطالب (عليه السلام) و داراى ولايت هستيم و خوشحاليم كه تمام آنچه كه براى موالى علىّ بن
[١] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى اتحاديهى دانشجويان سراسر كشور ٢٨/ ٢/ ١٣٧٩