ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٧٤
ابيطالب است، ملاك و فلسفه خلافت او را هم روشن مىكند.[١] با مطرح كردن اميرالمؤمنين (عليه الصّلاه والسّلام) و با نصب آن بزرگوار براى حكومت، معيارها و ارزشهاى حاكميت، معلوم شد. پيغمبر، در قضيهى غدير، كسى را در مقابل چشم مسلمانان و ديدگان تاريخ قرار دادند كه از ارزشهاى اسلامى، به طور كامل برخوردار بودند. يك انسان مؤمن؛ داراى حد اعلاى تقوا و پرهيزكارى؛ فداكار در راه دين؛ بىرغبت نسبت به مطامع دنيوى؛ تجربه شده و امتحان داده در همهى ميدانهاى اسلامى: ميدانهاى خطر؛ ميدانهاى علم و دانش؛ ميدان قضاوت و امثال اينها. يعنى با مطرح شدن اميرالمؤمنين (عليه الصّلاه والسّلام) به عنوان حاكم و امام و ولى اسلامى، همهى مسلمانان در طول تاريخ بايد بدانند كه حاكم اسلامى، بايد فردى در اين جهت، با اين قوارهها و نزديك به اين الگو و نمونه باشد. پس، در جوامع اسلامى، انسانهايى كه از آن ارزشها نصيبى ندارند؛ از فهم اسلامى، از عمل اسلامى، از جهاد اسلامى، از انفاق و گذشت، از تواضع و فروتنى در مقابل بندگان خدا و آن خصوصياتى كه اميرالمؤمنين (عليه الصّلاه و السّلام) داشتند، بهرهاى نداشته باشند، شايستهى حكومت كردن نيستند. پيغمبر، اين معيار را در اختيار مسلمانان گذاشتند. و اين، يك درس فراموش نشدنى است.[٢]
[١] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ٨٦- ٨٤
[٢] - بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام، به مناسبت عيد غدير خم ٣٠/ ٣/ ١٣٧١