ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٣٦٦
چه كسى او را كشت؟ خود منصور، خودش دستور داد كه امام صادق (عليه السلام) بميرد اما چه كسى او را كشت؟ خود منصور، خودش دستور داد كه امام صادق (عليهالسلام) را مسموم كنند اما خبر رسيد كه كار از كار گذشتهاست قلبش تكان خورد. پس منصور هم ولايت داشت؟! از همين قبيل است اشتباه آن كسانى كه مىگويند مأمون عباسى شيعه بود شيعه يعنى چه؟ شيعه يعنى كسى كه بداند حق با امام رضا است؟ فقط همين؟ اگر چنين است پس مأمون عباسى، هارون الرشيد، منصور، معاويه، يزيد از همه شيعه تر بودند. آيا آن كسانى كه با اميرالمؤمنين در افتادند به او محبت نداشتند؟ چرا، غالباً محبت داشتند. پس شيعه بودند؟ پس ولايت داشتند؟! نه ولايت غير از حرفها است ولايت بالاتر از اينهاست كه اگر ولايت على بن ابيطالب و ولايت ائمه را فهميديم كه چيست، آنوقت حق داريم به خودمان برگرديم ببينيم آيا ما داراى ولايت هستيم يا نه؟ آنوقت اگر ديديم ولايت نداريم از خدا بخواهيم و بكوشيم كه ولايت ائمه را بدست بياوريم.[١] مسئلهاى كه بعد از اين پيش مىآيد اين است كه من و شما آيا داراى ولايت هستيم يا نه؟ ممكن است من و شما داراى ولايت باشيم اما آيا مجموعاً جامعه ما داراى ولايت هست يا نيست؟ ممكن است اين سؤال پيش آيد مگر اين دو يكى نيستند و با هم فرق مىكنند؟ در جواب بايد گفت: بله، اگر يك عضوى بخودى خود سالم باشد سالم بودن يك عضو اولًا نه به معناى سالم بودن همه بدن است و ثانياً يك عضو سالم اگر در يك بدن غير سالم قرار گرفت نمىتواند همه محسنات يك عضو سالم را دارا باشد.
اول ببينيم كه يك انسان با ولايت چه جور آدمىاست تا بفهميم آيا من و شما داراى ولايت هستيم يا نه؟ اگر چنانچه ثابت و روشن شد كه من و شما داراى ولايت هستيم بعد بايد ببينيم كه جامعه چگونه بايد باشد تا داراى ولايت باشد؟ هيچ مانعى ندارد كه يك انسان داراى ولايت، در يك جامعه بى ولايت
[١] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ٢٣ و ٢٤