ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٢٥
مىخيزد و آن كس كه هيچ برترى بر او نداريد و نه قدرتى بر او داريد شما را بر خود برترى دادهاست و نعمتهاى خويش را از خود دريغ داشته به شما ارزانى مىدارد، در موارد حوايج (يا سهميه مردم از خزانه عمومى) وقتى به مردم پرداخت نمىشود وساطت مىكنيد، و در راه با شكوه و مهابت پادشاهان و بزرگوارى بزرگان قدم بر مىداريد، آيا همه اين احترامات و قدرتهاى معنوى را از اين جهت به دست نياوردهايد كه به شما اميد مىرود كه به اجراى قانون خدا كمر ببنديد؟ گرچه در مورد بيشتر قوانين خدا كوتاه آمدهايد؛ بيشتر حقوق الهى را كه به عهده داريد فرو گذاشتهايد. مثلًا حق ملت را خوار و فرو گذاشتهايد؛ حق افراد ناتوان و بىقدرت را ضايع كردهايد؛ اما در همان حال به دنبال آنچه حق خويش مىپنداريد برخاستهايد. نه پولى خرج كردهايد؛ و نه جان را در راه آنكه آن را آفريده به خطر انداختهايد؛ و نه با قبيله و گروهى به خاطر خدا در افتادهايد. شما آرزو داريد و حق خود مىدانيد كه بهشتش و همنشينى پيامبرانش و ايمنى از عذابش را به شما ارزانى دارد؛ من، اى كسانى كه چنين انتظاراتى از خدا داريد، از اين بيمناكم كه نكبت خشمش بر شما فرو افتد؛ زيرا در سايه عظمت و عزت خدا به منزلتى بلند رسيدهايد، ولى خداشناسانى را كه ناشر خداشناسى هستند احترام نمىكنيد؛ حال آنكه شما به خاطر خدا در ميان بندگانش مورد احتراميد. و نيز از آن جهت بر شما بيمناكم كه به چشم خود مىبينيد تعهداتى كه در برابر خدا شده گسسته و زير پا نهاده شدهاست، اما نگران نمىشويد؛ در حالى كه به خاطر پارهاى از تعهدات پدرانتان نگران و پريشان مىشويد؛ اينك تعهداتى كه در برابر پيامبر انجام گرفته مورد بىاعتنايى است؛ نابينايان، لالها، و زمينگيران ناتوان، در همه شهرها بىسرپرست ماندهاند، و بر آنها ترحم نمىشود. و نه مطابق شأن و منزلتتان كار مىكنيد؛ و نه به كسى كه چنين كارى بكند و در ارتقاى شأن شما بكوشد اعتنا