ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٣٢
خداست؟! اگر انسان زير بار حكومت كسى قرار است برود، بايد زير بار حكومت آن كسى برود كه قدرت در سراسر آفرينش در قبضهى اوست. كه اين آيه، استدلالى هم در كنار مسئله دارد. خب، اين حكومت الهى.[١] ما مىخواهيم «ولى» را بشناسيم و بتوانيم ارائه دهيم.
... قرآن پاسخش در اينجا يك كلمه است، مىگويد: آن كسى كه ولىّ واقعى جامعه است، او «خدا» است. حاكم در جامعه اسلامى غير از خداى متعال شخص ديگرى نيست. اين مطلبى است كه توحيد هم همين را به ما مىگفت و نبوت هم همين اصل را براى ما مسلّم مىكرد.
حالا مىبينيد كه ولايت هم اين مطلب را به ما مىگويد: اساساً هميشه بايد اصول يك مكتب و يك مسلك همينطور باشد، كه هريك از اصلها، نتيجهاى بدهد كه اصلهاى ديگر، آن نتيجه را مىدهند و اينطور نباشد كه از يكى از اصول مكتب، ما يك استناجى بكنيم كه ضد آن را از اصلهاى ديگرِ آن، استنتاج مىكنيم و متأسفانه در اسلامىكه در ذهن و دل بعضى از سادهدلان مسلمان امروز هست، از بعضى از اصولش چيزهائى استنتاج و استنباط مىشود كه ضد آن را مىتوان از اصول ديگر آن استنباط كرد. بنابراين آن كسى كه در جامعه اسلامى حق امر و نهى و فرمان و حق اجراى اوامر و معين كردن خط مشى جامعه و خلاصه حق تحكّم در همه خصوصيات زندگى انسانها را دارد، خداست؛ «وَ اللَّهُ وَلِىُّ الْمُؤْمِنينَ».[٢] بنده در آياتى كه تعبير ولى و اولياء داشت، تدبّر كردم و همه را تقريباً يك مطالعه اجمالى كردم و ديدم اين تعبير كه «خدا ولىّ جامعه اسلامى است» و «مؤمنين جز خدا ولى و ياورى ندارند» و «خدا حاكم همه امور بشر بايد باشد»، مسألهاى است كه در قرآن جزو مسلّمات است.[٣]
[١] - خطبههاى نماز جمعه ١٦/ ١١/ ١٣٦٦
[٢] - آلعمران: ٦٨
[٣] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ٨٢- ٨٠