ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٦٣
... اين يك سئوال است كه از دو جزء تركيب يافته است و ما بايد اين دو جزء را درست تجزيه كنيم و ببينيم كه معنايش چيست. جزء اول اينست كه كسى ولايت شيطان باشد اما تحت ولايت شيطان باشد يعنى چه؟ اگر آن معنائى را كه ما براى ولايت از آيات قرآن استفاده كرديم در كنار اين جمله «ولايت شيطان» بگذاريم. آنوقت معلوم مىشود كه ولايت شيطان يعنى چه ولايت شيطان معنايش اين است كه شيطان به همان معناى كلى شيطان كه بارها گفتهام- به تمام نيروهاو استعدادها و ابتكار ها كارها در وجود آدمى مسلط بشود آنچه انسان انجام مىدهد در آن خطى باشد كه شيطان معين كردهاست، آنچه مىانديشد در آن راهى باشد كه شيطان مىخواهد، يا برسيم مىكند همچون آدمىكه در جريان يك رودخانه تندى كه در بستر سيلى كه از كوهسار پائين مىآيد قرار گرفته باشد البته مايل نيست كه به صخره هاى تنومند و تناور اصابت بكند و سرش بشكند، البته مايل نيست كه با اين آب برود و توى باتلاق بيفتد، البته مايل نيست كه در لابه لاى امواج اين آب خفه بشود اما با انكه مايل نيست، اين جريان تند آب، بى اختيار او را مىبرد، دست و پا هم مىزند. خود را به اين طرف و آنطرف هم مىچسپاند، به هر خارو خسى متشبث هم مىشود، اما جريان آب، جريان تندى است؛ بى اختيار او را ميبرد. ولايت طاغوت و ولايت شيطان يك چنين چيزى است. لذا آيه قرآن مىفرمايد: «پيشوايان و رهبرانى وجود دارند كه پيروان و افراد تحت فرمان خود فرمان خود را بطرف آتش دوزخ و بد بختى مىكشانند.» آيه ديگر قرآن مىفرمايد: «آيا نمىنگرى به آن مردمىكه نعمت پروردگار را كفران كردند؟ اين نعمتى كه كفران كردند چه بوده است؟ نعمت قدرت كه مظهر قدرت پروردگار است، قدرتهاى دنيوى، نعمت سررشتهدارى اداره امور انسان، نعمت دردستداشتن استعدادها و انديشهها ونيروها وانرژيهاى فراوان از انسانها، اينها همه اش نعمت است سرمايه هائى است كه مىتواند براى انسانيت منشأ خبر باشد