ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢١٤
سنت واقعى رسول اللَّه (صلى الله عليه و آله) را نمىتوانند تشخيص دهند. و اين از نظر رسول اللَّه (صلى الله عليه و آله) بىارزش است.
روايت «مَنْ حَفِظَ عَلَى أُمَّتِى أَرْبَعِينَ حَدِيثاً يَنْتَفِعُونَ بِهَا فِى أَمْرِ دِينِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَهِ فَقِيهاً عَالِماً»[١] و ديگر رواياتى كه در تمجيد از نشر احاديث وارد شده، مربوط به محدثينى نيست كه اصلًا نمىفهمند حديث يعنى چه، اينها راجع به اشخاصى است كه بتوانند حديث رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) را مطابق حكم واقعى اسلام تشخيص دهند. و اين ممكن نيست مگر مجتهد و فقيه باشند، كه تمام جوانب و قضاياى احكام را بسنجند، و روى موازينى كه در دست دارند، و نيز موازينى كه اسلام و ائمه (عليهم السلام) معين كردهاند، احكام واقعى اسلام را به دست آورند. اينان خليفه رسول اللَّه (صلى الله عليه و آله) هستند، كه احكام الهى را گسترش مىدهند و علوم اسلامى را به مردم تعليم مىكنند، و حضرت در حق آنان دعا كردهاست: اللّهم ارحم خلفائى. بنا بر اين، جاى ترديد نيست كه روايت اللّهم ارحم خلفائى شامل راويان حديثى كه حكم كاتب را دارند نمىشود؛ و يك كاتب و نويسنده نمىتواند خليفه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) باشد. منظور از «خلفا» فقهاى اسلامند. نشر و بسط احكام و تعليم و تربيت مردم با فقهايى است كه عادلند؛ زيرا اگر عادل نباشند، مثل قضاتى هستند كه روايت بر ضد اسلام جعل كردند؛ مانند سمره بن جندب كه بر ضد حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) روايت جعل كرد. و اگر فقيه نباشند، نمىتوانند بفهمند كه فقه چيست و حكم اسلام كدام. و ممكن است هزاران روايت را نشر بدهند كه از عمال ظلمه و آخوندهاى دربارى در تعريف سلاطين جعل شدهاست.
[١] - هر كه براى امّت و پيروان من چهل حديث را حفظ و نگهدارى نمايد كه امّت من در باره دين و آئينشان از آن احاديث نفع و سود برند خدا او را روز رستاخيز فقيه و داناى باحكام شرعيّه و دانشمند برانگيزد.( بحار الأنوار، ج ٢، ص ١٥٦)