ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢١
٤. توحيد؛ موضوع دعوت انبيا
٤- ١. عبوديت و نپذيرفتن خدايى جز الله
ما معتقديم- و اين جزو بديهيات اسلام، بلكه بديهيات همهى اديان است- كه انسان، فقط در سايهى ارتباط و اتصال با حق تعالى است كه مىتواند به تكامل و تعالى دست پيدا كند ... مكرر عرض كردهايم كه سرّ مسأله در اين است كه انسان بتواند خودش را به عبوديت الهى متّصف كند. عبد، يعنى تسليم اراده و حكم خدا و شريعت الهى. لُبّ تمام دستورات و احكام و فرامين الهى و شرايع انبيا، همين يك كلمه است و شايد پيامبران خدا، قبل از آنكه مقام نبوت براى آنها انتخاب بشود و خداى متعال آنها را به نبوت سرافراز كند، به عبوديت سرافراز كرده باشد؛ همچنانكه حتما همينطور است. در يك روايت است كه «إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ مُحَمَّداً ص عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّا».[١] اول، خداى متعال او را خلعت عبوديت پوشانيد و بعد، به مرحله و رتبهى نبوت فايز كرد. كأنه اين، در هر تعالىيى مقدمهى لازم و شرط اصلى است. در هر اندازه تكاملى، عبوديت، شرط اصلى است. البته، عبوديت هم مراحلى دارد.[٢] روح عبوديت و احساس بندگى در مقابل خداوند، همان چيزى است كه انبياى الهى از اول تا آخر، تربيت و تلاششان متوجه اين نقطه بودهاست كه روح عبوديت را در انسان زنده كنند. سرچشمهى همهى فضائل انسانى و كارهاى خيرى كه انسان ممكن است انجام بدهد- چه در حوزهى شخصى، چه در حوزهى اجتماعى و عمومى- همين احساس عبوديت در مقابل خداست. نقطهى مقابل اين احساس عبوديت، خودبينى و خودخواهى و خودپرستى است؛ منيت است. اين منيت است كه در انسان، منشأ همهى آفات
[١] - الكافى، ج ٨، ص ١٤٦
[٢] - سخنرانى رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى، به مناسبت عيد سعيد فطر ٧/ ٢/ ١٣٦٩