ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٥٦
يك چيزى را به من نسبت بدهى، تو را اخذ مى كنم، وتينت[١] را قطع مىكنم. اسلام ديكتاتورى ندارد، اسلام همهاش روى قوانين است و آن كسانى كه پاسدار اسلامند، اگر بخواهند ديكتاتورى كنند، از پاسدارى ساقط مى شوند به حسب حكم اسلام.[٢] شارع مقدس اسلام يگانه قدرت مقنّنه است. هيچ كس حق قانونگذارى ندارد؛ و هيچ قانونى جز حكم شارع را نمىتوان به مورد اجرا گذاشت. به همين سبب، در حكومت اسلامى به جاى «مجلس قانونگذارى»، كه يكى از سه دسته حكومت كنندگان را تشكيل مىدهد، «مجلس برنامهريزى» وجود دارد كه براى وزارتخانههاى مختلف در پرتو احكام اسلام برنامه ترتيب مىدهد؛ و با اين برنامهها كيفيت انجام خدمات عمومى را در سراسر كشور تعيين مىكند.
مجموعه قوانين اسلام كه در قرآن و سنت گرد آمده توسط مسلمانان پذيرفته و مطاع شناخته شده است. اين توافق و پذيرفتن كار حكومت را آسان نموده و به خود مردم متعلق كرده است. در صورتى كه در حكومتهاى جمهورى و مشروطه سلطنتى، اكثريت كسانى كه خود را نماينده اكثريت مردم معرفى مىنمايند هر چه خواستند به نام «قانون» تصويب كرده، سپس بر همه مردم تحميل مىكنند. حكومت اسلام حكومت قانون است. در اين طرز حكومت، حاكميت منحصر به خداست و قانونْ فرمان و حكم خداست. قانون اسلام، يا فرمان خدا، بر همه افراد و بر دولت اسلامى حكومت تام دارد. همه افراد، از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) گرفته تا خلفاى آن حضرت و ساير افراد تا ابد تابع قانون هستند، همان قانونى كه از طرف خداى تبارك و تعالى نازل شده
[١] - رگِ گردن
[٢] - صحيفه نور، ج ١١، ص ٣٧