ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٩٢
وقتى نظامى بر پايهى يك انديشه و يك ايدئولوژى تشكيل مىشود، دانايان به آن ايدئولوژى نقش اول را در آن نظام دارند و ولايت فقيه يعنى اين. يعنى ولايت و حاكميت آن كسى كه از همه اعرف است. به خط سيرى كه براى زندگى انسان دين معين مىكند.[١] حكومت اسلام سلطنتى هم نيست تا چه رسد به شاهنشاهى و امپراتورى. در اين نوع حكومتها حكام بر جان و مال مردم مسلط هستند و خودسرانه در آن دخل و تصرف مىكنند. اسلام از اين رويه و طرز حكومت منزه است. امروز و هميشه وجود «ولىّ امر»، يعنى حاكمى كه قيّم و برپا نگهدارنده نظم و قانون اسلام باشد، ضرورت دارد- وجود حاكمى كه مانع تجاوزات و ستمگريها و تعدى به حقوق ديگران باشد؛ امين و امانتدار و پاسدار خلق خدا باشد؛ هادى مردم به تعاليم و عقايد و احكام و نظامات اسلام باشد؛ و از بدعتهايى كه دشمنان و ملحدان در دين و در قوانين و نظامات مىگذارند جلوگيرى كند.[٢] تعريف جامعهى مدنى چيست؟ اگر جامعهى مدنى به معناى جامعهى مدينهالنبى است، قاعدتا ولايت فقيه در جامعهى مدينهالنبى، در رأس همهى امور است؛ چون در مدينهالنبى، حكومت، حكومت دين است و ولايت فقيه هم به معناى ولايت و حكومت يك شخص نيست؛ حكومت يك معيار و در واقع يك شخصيت است. معيارهايى وجود دارد كه اين معيارها در هر جايى تحقق يابد، اين خصوصيت را مىتواند پيدا كند كه در جامعه به وظايفى كه براى ولى فقيه معين شده، رسيدگى كند. بهنظر من به اين نكته بايد توجه و افتخار كرد كه بر خلاف همهى مقررات عالم در باب حكومت- كه در قوانين آنها حاكميتها يك حالت غيرقابل خدشه دارند- در نظام اسلامى، آن كسى كه
[١] - بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع روحانيون و مسئولان شهرستان اردبيل ٣٠/ ٤/ ١٣٦٦
[٢] - امام خمينى، كتاب ولايت فقيه، ص ٣٨