ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١١٠
اگر يك عده در خلوت، خود را به عبادت مشغول كنند، در حالىكه عرصهى جامعه، ادارهى جامعه، مديريت كشور و سررشتهدارى امور، دست افكار و اهواء و مكتبهاى گوناگون باشد، آنها از اين اسلام ابايى ندارند و به آن اهميتى نمىدهند؛ اما اگر اسلام آنچنان كه خدا خواسته و قرآن تشريع كرده، به معناى برنامهى زندگى تلقى شد و مورد پذيرش قرار گرفت، از آن مىترسند. چرا؟ چون اين اسلام، در وهلهى اول دو عنصر بزرگ در درون خود دارد كه يكى عبارت است از احترام به شخصيت و اهتمام به رشد انسان، و دوم جلوگيرى از نفوذ غارتگران و طاغوتها و قدرتمندان نابحق و ظالم و ستمگر جهانى. در كلمهى توحيد، اينها وجود دارد؛ «لاالهالاالله». يكى از مصرعهاى برجسته و مهمقصيدهى «لاالهالاالله» اين است كه با طاغوتها، طغيانگرهاى جهانى، قدرتهاى ظالم بينالمللى و ستمگرانى كه امروز شما مىبينيد در دنيا چگونه تاخت و تاز مىكنند و با ملتها چه مىكنند، نمىشود كنار آمد.[١] اگر تشكيل حكومت اسلامى از خاصيتهاى اسلام بيگانه باشد- يعنى اگر با ظلم و بدى و شرارت به مقابله نپردازد- شايد دشمن مهمى هم پيدا نكند؛ اما اسلام فقط اكتفا نمىكند كه شعار طرفدارى از انسانيت سر دهد، بلكه اسلام براى تحقق اين شعار، مبارزه و مقابله با شرارت و شيطانيت را هم سر مىدهد. در واقع براى اينكه اسلام بتواند سعادت را براى انسانها محقق كند، بايد با عوامل و عناصرى كه ضد انسانيت و ضد سعادت انسان حركت مىكنند و حياتشان وابسته به آن است، مبارزه كند. لذا در اسلام، جهاد و مبارزه وجود دارد. در سرتاسر قرآن، نام شيطان و مفهوم شيطنت، از بسيارى از مفاهيم، بيشتر تكرار شدهاست؛ براى اينكه مردم، شيطان و حضور شيطان را فراموش نكنند. اگر فراموش كرديد كه دشمن در كمين شماست، غفلت، شما را فرا خواهد گرفت، حركت را كند خواهد كرد و از بين خواهد برد- يعنى بزرگترين
[١] - بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى اتحاديهى انجمنهاى اسلامى دانشآموزان ٢٦/ ٦/ ١٣٨٢