ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٦٠
اينها در داخل ماشين، با هم خيلى مهربان و خوش اخلاق بودند؛ «إِنْ كَانَتْ فِى أَعْمَالِهَا بَرَّهً تَقِيَّهً»؛[١] اما بالا خره معذّبند؛ به عذاب خدا دچار خواهند شد؛ به هدف نخواهند رسيد. بنابراين يك جامعهاى كه با ولايت طاغوت اداره مىشود، مثل همان ماشينى كه با رانندگى آدم غير امين دارد رهبرى مىشود، انسانها به هدف نخواهند رسيد؛ نمىتوانند مسلمان بمانند.[٢] جامعه اسلامىچيست و داراى چه ماهيتى است؟ ... جامعه اسلامى يعنى آن جامعهاى، آن تمدنى، كه در رأس آن جامعه، خدا حكومت مىكند؛ قوانين آن جامعه، قوانين خدايى است؛ حدود الهى در آن جامعه جارى مىشود؛ عزل و نصب را خدا مىكند- در مخروط اجتماعى- اگر جامعه را به شكل مخروط فرض و ترسيم كنيم- همچنانكه معمول و مرسوم عدهاى از جامعه شناسان است- در رأس مخروط خدا است و پايين تر از خدا همه انسانيت و همه انسانها هستند. تشكيلات را دين خدا به وجود مىآورد، قانون صلح و جنگ را مقررات الهى ايجاد مىكند، روابط اجتماعى را، اقتصاد را، حكومت را، حقوق را، همه و همه را دين خدا تعيين مىكند و دين خدا اجرا مىكند و دين خدا دنبال اين قانون مىايستد اين جامعه اسلامى است.
همچنانكه پيغمبر به مدينه آمد و در مدينه يك جامعهاى تشكيل داد كه در رأس آن جامعه خدا حكومت مىكرد و عملًا سر رشته حكومت، به دست نايب خدا، يعنى رسول الله بود كه مقررات را وضع و اجرا مىكرد و هدايت و رهبرى و اداره جامعه را به عهده داشت. در يك چنين جامعهاى كه همه چيز از خدا است، نماز جماعت و خطبه پس از نماز با سرود ميدان جنگ يكى است؛ در همان مسجدى كه پيغمبر خدا در آنجا مىايستاد و اقامه نماز جماعت مىكرد و براى مردم منبر مىرفت و صحبت مىكرد و درس مىداد و تزكيه و
[١] - همان
[٢] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ١٣٦ و ١٣٧