ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٨٨
جمهورى اسلامى يعنى مردمسالارى دينى. حقيقت مردمسالارى دينى اين است كه يك نظام بايد با هدايت الهى و ارادهى مردمى اداره شود و پيش برود. اشكال كار نظامهاى دنيا اين است كه يا هدايت الهى در آنها نيست- مثل به اصطلاح دمكراسيهاى غربى كه ارادهى مردمى علىالظاهر هست، اما هدايت الهى را ندارند- يا اگر هدايت الهى را دارند يا ادعا مىكنند كه دارند، ارادهى مردمى در آن نيست؛ يا هيچكدام نيست، كه بسيارى از كشورها اينگونهاند؛ يعنى نه مردم در شؤون كشور دخالت و رأى و ارادهاى دارند، نه هدايت الهى وجود دارد. جمهورى اسلامى، يعنى آنجايى كه هدايت الهى و ارادهى مردمى توأم با يكديگر در ساخت نظام تأثير مىگذارند. بر اين نظريه، هيچگونه خدشه و اشكالى در بحثهاى دانشگاهى و محافل تحقيقاتى وارد نمىشود؛ اما اگر شما بخواهيد حقانيت اين نظريه را براى مردم دنيا ثابت كنيد، در عمل بايد ثابت كنيد. چالش عمدهى نظام جمهورى اسلامى اين است.[١] شاخص مهم ديگر مكتب سياسى امام بزرگوار ما پاسدارى از ارزشهاست، كه مظهر آن را امام بزرگوار در تبيين مسألهى ولايتفقيه روشن كردند. از اول انقلاب اسلامى و پيروزى انقلاب و تشكيل نظام اسلامى، بسيارى سعى كردهاند مسألهى ولايتفقيه را نادرست، بد و برخلاف واقع معرفى كنند؛ برداشتهاى خلاف واقع و دروغ و خواستهها و توقعات غيرمنطبق با متن نظام سياسى اسلام و فكر سياسى امام بزرگوار. اينكه گاهى مىشنويد تبليغاتچىهاى مجذوب دشمنان اين حرفها را مىپراكنند، مربوط به امروز نيست؛ از اول، همين جريانات و دستآموزها و تبليغات ديگران اين حرفها را مطرح مىكردند ... اين مسؤوليت بسيار حساس و مهم، به نوبهى خود، هم از معيارها و ضابطههاى دينى و هم از رأى و خواست مردم بهره مىبرد؛ يعنى ضابطههاى رهبرى و ولايتفقيه، طبق مكتب سياسى امام بزرگوار ما،
[١] - بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بيدگل ٢٠/ ٨/ ١٣٨٠