ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٨٧
و رو بياورند اگر مردم چنين كسى را نشناختند خبرگان امت جستجو مىكنند، چنين كسى را پيدا مىكنند، به مردم معرفى مىكنند. باز در اينجا هم اولًا خبرگان، نمايندگان مردمند. ثانياً خود مردم بعد از معرفى خبرگان او را مىپذيرند بعد او مىشود امام ... مىبينيد مردم در تعيين حاكم اسلامى در سطوح طراز اول حاكميت و ولايت در جامعهى اسلامى داراى نقشند. البته مىتوان گفت مردم در اصل تعيين رژيم اسلامى هم داراى نقش هستند. تا مردم نخواهند، البته اين را به عنوان يك شرط حقيقى بيان نمىكنيم؛ يعنى اگر مردم رژيم اسلامى را نپذيرفتند، رژيم اسلامى از اعتبار نمىافتد اما قاعدتاً چون رژيم اسلامى به ايمان مردم متكى است مردم در آن هم داراى نقش هستند. پس حكومت اسلامى حكومت مردمى است. به اين معنا هم كه مردم در انتخاب شخص حاكم داراى تأثيرند. وقتى كه مردم حاكم را انتخاب كردند در كنار او هم قرار مىگيرند. مردم از آن زمامدارى بىزار يا نسبت به او بىاعتنا هستند كه در انتخاب او نقشى نداشتند ... و لذا شما امروز در كشور جمهورى اسلامى كه پرتوى از حاكميت اسلام در آن هست مىبينيد مردم در همهى صحنهها حضور دارند.[١] اما شكل حكومت ما جمهورى اسلامى است، جمهورى به معناى اينكه متكى بر آراى اكثريت است و اسلامى براى اينكه متكى به قانون اسلام است و ديگر حكومت ها اينطور نيستند كه تكيه بر قانون اسلام داشته باشند.[٢] در اين شرايط، شما مىخواهيد نظريهى سياسى اسلام و نظام جمهورى اسلامى- يعنى مردمسالارى دينى- را به دنيا معرفى كنيد. جمهورى، يعنى مردمسالارى؛ اسلامى، يعنى دينى. بعضى خيال مىكنند ما كه عنوان مردمسالارى دينى را مطرح كرديم، حرف تازهاى را به ميدان آورديم؛ نه.
[١] - در خطبهى نماز جمعه ١٤/ ٥/ ١٣٦٢
[٢] - صحيفه نور، ج ٤، ص ٣٧