ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٤٩
جاهاى ديگر است. اگر «اطيعوا اللَّه و اطيعوا الرسول و اولىالامر منكم» با فهمى كه ما از اين آيه داريم، با فهمى كه اجتهاد و فقاهت ما از اين آيه دارد، مال همهى مسلمانها است، پس ولايت امام امت هم مال همهى امت است. امت اسلامى كه فقط ملت ايران نيستند. ملت ايران، سىچهل ميليون آدم هستند، توى اين محدودهى جغرافيايى زندگى مىكنند. معنى ندارد توى يك جامعهى اسلامى بزرگ، دو امام؛ دو واجبالاطاعه. بنابراين، همان نسبتى كه امام با ملت ايران دارد، همان نسبت را عيناً امام با ملت عراق دارد؛ اين خط را فراموش نكنيد. اين «مفترق الطريق»[١] بين راه خط امام، راه صحيح و راه غير صحيح. سياستبازان، مدعيان، بلندپروازان، سلطهطلبان در اينجاى قضيه خدشه مىكنند تا بتوانند خط ليبراليسم و خطوط قومى و شيوعى و غيره ذلك را در عراق بياورند سر كار. اگر مىخواهيد دچار آن بليهها نشويد، خط مستقيم اين است؛ خط رهبرىِ امام امت و لاغير.[٢] حدود ولايت و حاكميت فقيه، همان حدود فقه است؛ تا هر جاى زندگى بشر كه فقه اسلامى- يعنى احكام الهى- گسترده است، ولايت و حاكميت فقيه هم تا همان جا گسترده است و چون مىدانيم كه فقه اسلامى هيچ امرى از امور زندگى بشر را از حكم الهى بيرون نمىداند و همهى مسائل سياسى، اقتصادى، فردى، اجتماعى، مشمول حكم الهى است، پس حاكميت ولى فقيه هم شامل همهى امور فردى و امور اجتماعى و امور سياسى و امور اقتصادى و امور نظامى و امور بين المللى و همهى چيزهايى است كه در قلمرو حكم اسلامى و شرعى است.[٣]
[١] - تعيين كننده راه
[٢] - بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با روحانيون عراقى مقيم ايران ٨/ ١/ ١٣٦١
[٣] - بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبههاى نماز جمعه ٧/ ١٢/ ١٣٦٦