ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٢٤
بنى اسرائيل كه كفر ورزيدند لعنت شدند». تا آنجا كه مىفرمايد: «راستى كه آنچه انجام مىدادهاند چه بد بوده است». در حقيقت، خدا آن را از اين جهت برايشان عيب مىشمارد و مايه ملامت مىسازد كه آنان با چشم خود مىديدند كه ستمكاران به زشتكارى و فساد پرداختهاند، و باز منعشان نمىكردند، به خاطر عشقى كه به دريافتهاى خود از آنان داشتند؛ و نيز به خاطر ترسى كه از آزار و تعقيب آنان به دل راه مىدادند. در حالى كه خدا مىفرمايد: «از مردم نترسيد؛ و از من بترسيد». و مىفرمايد: «مردان مؤمن دوستدار و رهبر و عهدهدار يكديگرند. همديگر را امر به معروف و نهى از منكر مىكنند». (مىبينيم كه در اين آيه در شمردن صفات مؤمنان، صفاتى كه مظهر دوستدارى و عهده دارى و رهبرى متقابل مؤمنان است)، خدا از امر به معروف و نهى از منكر شروع مىكند، و نخست اين را واجب مىشمارد زيرا مىداند كه اگر امر به معروف و نهى از منكر انجام بگيرد و در جامعه برقرار شود، همه واجبات، از آسان گرفته تا مشكل، همگى برقرار خواهد شد. و آن بدين سبب است كه امر به معروف و نهى از منكر عبارت است از دعوت به اسلام؛ (يعنى جهاد اعتقادى خارجى) به اضافه بازگرداندن حقوق ستمديدگان به ايشان؛ و مخالفت و مبارزه با ستمگران (داخلى)؛ و كوشش براى اينكه ثروتهاى عمومى و درآمد جنگى طبق قانون عادلانه اسلام توزيع شود، و صدقات (زكات و همه مالياتهاى الزامى يا داوطلبانه) از موارد صحيح و واجب آن جمعآورى و گرفته شود، و هم در موارد شرعى و صحيح آن به مصرف برسد.
علاوه بر آنچه گفتم، شما اى گروه، اى گروهى كه به علم و عالم بودن شهرت داريد و از شما به نيكى ياد مىشود و به خيرخواهى و اندرزگويى و راهنمايى در جامعه معروف شدهايد و به خاطر خدا در دل مردم شكوه و مهابت پيدا كردهايد به طورى كه مرد مقتدر از شما بيم دارد و ناتوان به تكريم شما بر