ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٧٣
انفاق در راه خدا باشند. و دنبالش مىگويد: «وهم راكعون»؛ يعنى درحالى كه راكع هستند، زكات را بدهند. و اين اشاره به يك مورد و يك داستان خاص است. بعضى از مفسرين ديگر گفتهاند كه: «و هم راكعون» معنايش اين است كه اينها هميشه در حال ركوع باشند؛ اين جا اشاره به قضيه خاصى نيست. اما عربىدانى[١] اين احتمال را رد مىكند. «هم راكعون» يعنى در حال ركوع زكات مىدهند.
به احتمالى كه به ذهن من مىآيد، زكات، مطلق انفاقات است؛ چون انگشترى كه اميرالمؤمنين در حال ركوع داد، زكات اصطلاحى نبوده؛ بلكه انفاقى بود كه در راه خدا كرد و در اينجا بآن اطلاق زكات شده است: «ويؤتون الزكوه و هم راكعون»؛[٢] يعنى يك انسان آنقدر دلبسته به مساوات باشد، به قدرى علاقهمند به انفاق باشد، بقدرى برايش ديدن فقر و فقير دردآور باشد كه صبر نكند كه نمازش تمام شود؛ به قدرى در اين انسان، جاذبه انفاق شديد است كه صبر نكند كه نمازش تمام شود و بقدرى اين آدم محو در راه انجام اين تكليف است كه امان ندارد كه صبر كند؛ مجال ندارد كه تحمل كند.
فقيرى ديده، جلوهاى ديده كه خدا آن جلوه را دوست نمىدارد، او هم دوست نمىدارد، اما چيزى هم ندارد جز انگشتر؛ ولى در همان حال نماز، انگشتر را در مىآورد و به سائل مىدهد. لذا اين اشاره به يك ماجراى مخصوص و مشخصى در تاريخ است كه آن را امير المؤمنين (عليه السلام) بوجود آورده است؛ يعنى اين بزرگوار در حال نماز بوده كه فقيرى آمد و اين بزرگوار انفاق كرده و آيه نازل شده است.
پس همان طورى كه ملاحظه مىكنيد، آيه دارد به طور اشارهاى علىّ بن ابيطالب را به عنوان ولىّ امر معين مىكند. ولى نه بصورت معينكردن زورگويان تاريخ كه مثلًا وقتى معاويه مىخواست براى خودش جانشين معين بكند، مىگويد جانشين من پسر من است و او بايد بعد از من به اين مقام برسد. خداى متعال اين طورى براى پيغمبر جانشين معين نمىكند؛ اما چون ملاكهاى حكومت- كه ايمان كامل به خدا، اقامه صلاه در جامعه و دلبستگى به انفاق و ايتاء زكات تا حد از خود بيخود شدن- در علىّ بن ابيطالب (عليه السلام) وجود دارد، ضمن اينكه خليفه را معين و نصب مىكند كه علىّ بن
[١] - آشنايى با ادبيات عربى
[٢] - مائده: ٥٥