ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٤٦
هجرت از جمله مسائلى است كه به مسئله ولايت با آن وسعتى كه ما در اينجا مطرح كرديم مربوط مىشود و در گفتارهاى قبلى گفتيم كه ولايت عبارت است از ايجاد رابطه و پيوند مستحكمىميان عناصر صف مومن با يكديگر و قطع هر گونه وابستگى ميان صف مومن با صف غير مومن. ودر مرتبه بعدى ايجاد رابطهاى بس قوى و نيرومند ميان همه افراد صف مومن با آن نقطه مركزى و قدرت متمركز كه اداره جامعه اسلامىيه عهده اوست يعنى امام يعنى ولى حامىو نيز اين بحث را كرديم كه چه كسانى در جامعه مىتوانند ولى حاكم و نيز اين بحث را كرديم كه چه كسانى در جامعه اسلامىمىتوانند ولى و حاكم باشند و جواب آن را از قرآن گرفتيم كه مىفرمايد كه به ماجراى اميرالمومنين صلوات الله عليه اشاره كرديم اگر ما ولايت را با اين وسعت بفهميم و مسئله را در حد مسائل فرعى و درجه دو ولايت خلاصه نكنيم مسئله هجرت يكى از مسئله ولايت خواهد بود زيرا اگر ولايت خدا را قبول كرديم و پذيرفتيم كه مىبايست انسان همه نيروهاو نشاط هاى جسمىو فكرى و روانى اش با اراده ولى الهى به كار بيفتد و خلاصه انسان مىبايست با جميع عناصر وجودش بنده خدا باشد، نه بنده طاغوت.
ناچار اين راهم بايد قبول كنيم كه اگر يكجائى وجود ما و هستى ما وهمه نيروها و نشاطهاى ما تحت فرمان ولايت الهى نبود وتحت فرمان ولايت طاغوت و شيطان بود تعهد الهى ما اين است كه ما خودمان را از قيد و بند ولايت طاغوت رها كنيم، نجات بدهيم، آزاد كنيم و به تحت سايه پر ميمنت ولايت الله برويم. خارج شدن از ولايت پيشواى ظالم و وارد شدن در ولايت امام عادل اسمش هجرت است. مىبينيد كه مسئله هجرت يكى از مسائلى است كه در دنباله ولايت مطرح است واين چهارمين مطلبى است كه در اين سلسله گفتارها در پيرامون مسئله ولايت بحث مىكنيم.[١]
[١] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ١٢٦ و ١٢٧
٣٨٤