ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٢٨
امين و امانتدار و پاسدار خلق خدا باشد؛ هادى مردم به تعاليم و عقايد و احكام و نظامات اسلام باشد؛ و از بدعتهايى كه دشمنان و ملحدان در دين و در قوانين و نظامات مىگذارند جلوگيرى كند. مگر خلافت امير المؤمنين (عليه السلام) به خاطر همين معانى نبود؟ آن علل و ضرورتهايى كه آن حضرت را امام كرده است الآن هم هست؛ با اين تفاوت كه شخص معينى نيست؛ بلكه موضوع را «عنوانى» قرار دادهاند تا هميشه محفوظ باشد.
پس، اگر احكام اسلام بايد باقى بماند و از تجاوز هيأتهاى حاكمه ستمگر به حقوق مردم ضعيف جلوگيرى شود و اقليتهاى حاكمه نتوانند براى تأمين لذت و نفع مادى خويش مردم را غارت و فاسد كنند، اگر بايد نظم اسلام برقرار شود و همه افراد بر طريقه عادلانه اسلام رفتار كنند، و از آن تخطى ننمايند، اگر بايد جلو بدعتگذارى و تصويب قوانين ضد اسلامى توسط مجلسهاى قلابى گرفته شود، اگر بايد نفوذ بيگانگان در كشورهاى اسلامى از بين برود، حكومت لازم است. اين كارها بدون حكومت و تشكيلات دولت انجام نمىشود. البته حكومت صالح لازم است: حاكمى كه قيّم امين صالح باشد. و گر نه حكومت كنندگان موجود به درد نمىخورند، چون جابر و فاسدند و صلاحيت ندارند.
همچنانكه جمع عده و عده براى تحريف يا تشكيك در اصل ولايت فقيه كه پايهى اصلى اين بناى شامخ و بمعناى حاكميت دين و تقوا بر زندگى اجتماعى يك ملت است، از همين انگيزهى شيطانى و سلطه جويانه منشاء ميگيرد. در دنيايى كه حكومتها مظهر استكبار و زورگويى و بىعدالتى و ماديگرايى و بىتقوايىاند، نظام اسلامى مفتخر است كه شعار حاكميت تقوا و معنويت ميدهد و حكومت را نه سلطهى خودسرانه يا رياست مبتنى بر نيرنگ و ظاهرسازى، كه ولايت و محبت و پيوند قلبى و ايمانى مىداند، و بجاى همهى