مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٤٤
در داخل نيز برخى دانسته يا ندانسته دقيقا به همان سمتى حركت كردند كه خواسته و مطلوب دشمنان شكستخورده ديروز بود. امروزه نيز در پايگاههاى فرهنگى كشور (حوزه و دانشگاه) كسانى هستند كه از آن تفكر تأثير پذيرفته، به ترويج آن مىپردازند.
«البته هنوز حوزهها به هر دو تفكر آميختهاند و بايد مراقب بود كه تفكر جدايى دين از سياست، از لايههاى تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نكند ... طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكّر اين گروهها هم چنان باز است و شيوه تقدسمآبى و دينفروشى عوض شده است.»[١] امروزه گرچه نمىتوان سكولاريسم را پديدهاى استعمارى در جهان اسلام به حساب آورد، اما اين انديشه ارتجاعى برگردانى از همان تز استعمارى است كه با چهره و سيمايى ديگر بازگشته و درصدد تغيير مسير انديشه ناب و پوياى اسلامى به سوى دوران مظلوميت و محجوريت دين مىباشد.
در قرن بيستم از ميان نويسندگان اهل سنت دكتر على عبد الرّزاق اولين كسى بود كه به تفصيل به موضوع جدايى دين از سياست پرداخت و در كتاب خود به نام الاسلام و اصول الحكم كه در سال ١٩٢٥ ميلادى منتشر شد مدعى شد كه در قرآن دليل يا شبهدليلى بر حكومت و سياست اقامه نشده است[٢]. همين ديدگاه اخيرا از سوى برخى از حوزويان و دانشگاهيان شيعى نيز مورد تأييد قرار گرفته است.[٣] سكولاريسم مدعى است كه جامعه دينى به معناى داشتن انسانهاى ديندار
[١] - همان، ص ٩٢.
[٢] - على عبد الرزاق، الاسلام و اصول الحكم، ص ٨٦.
[٣] - از چهرههاى شاخص اين گروه مىتوان از آية اللّه دكتر مهدى حائرى، مهندس مهدى بازرگان و دكتر عبد الكريم سروش نام برد.