مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٣٦
تقرير اول:
اين دليل مشتمل بر مقدمات زير است:
١. مطابق جهانبينى توحيدى، حاكميت* معقول و مقبول، حاكميت مطلق الهى است.
٢. حكومت* اسلامى، تنها ابزار اعمال حاكميت الهى است (اصل لزوم سنخيّت بين نوع حاكميت و نوع حكومت)[١].
٣. هدف از حكومت اسلامى، اجراى قانون الهى است كه متضمن تكامل مادى، معنوى، دنيوى و اخروى انسانها مىباشد.
٤. هر حكومتى نياز به حاكم و رهبرى شايسته دارد.
٥. حكمت الهى، تعيين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و امامان معصوم را از سوى خداوند به عنوان رهبر براى تبيين، تأمين و تضمين قوانين الهى، ايجاب نموده است.
٦. در عصر طولانى غيبت و عدم دسترسى به معصوم نيز تعيين نزديكترين افراد به معصوم (در دو خصيصه مهم علم و عمل) به عنوان نايب و جانشين آن، براساس حكمت الهى ضرورى مىباشد.
٧. فقيهان شايسته وارسته، نزديكترين افراد به معصوم مىباشند.
نتيجه: رهبرى فقيهان جامع شرايط به مقتضاى حكمت الهى در عصر غيبت
[١] - براى توضيح بيشتر، به بخش اصطلاحنامه همين اثر مراجعه شود.