مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣١٢
به همين جهتى، تفاوتى ميان آنچه مردم اظهار مىدارند با آنچه از پيامبر نقل شده است وجود ندارد. هر دو قابل نقد مىباشند! و اساسا هيچ پديده غير قابل نقدى وجود ندارد. يكى از عوامل مهم عرفى شدن، توسعه علم مىباشد. آنچه در غرب تحت عنوان «دين» مطرح است مستند به «عهدين» مىباشد كه مجموعهاى است روايت شده از رفتار، گفتار و حوادث روزگار پيامبرانى چون حضرت موسى و عيسى، و عقايد خرافى و غير عقلانى بسيارى را در خود جاى داده است، و همين امر سبب شد به تدريج اين باور در جوامع غربى پايدار شود كه ميان دين و علم نوعى تقابل وجود دارد و به دنبال آن، با عرفى ساختن دين، بسيارى از آنچه را دين متكفل آن بود، علم بر عهده گرفت.
سياست (scitilop/ علم الحكومة) «سياست در معناى عام، هر گونه راهبرد و روش و مشى براى اداره يا بهكرد هر امرى از امور، چه شخصى چه اجتماعى «سياست» گفته مىشود. چنانكه از سياست اقتصادى، سياست نظامى، سياست مالى، سياست آموزشى و جز آنها سخن مىگوييم.
به معناى خاص، هر امرى كه مربوط به دولت و مديريت و تعيين شكل و مقاصد و چگونگى فعاليت دولت باشد، از مقوله امور «سياسى» است. بنابراين، هر گاه از «سياست» به معناى خاص سخن مىگوييم همواره با دولت يعنى سازمان قدرت در جامعه كه نگهبان وضع موجود يا پيشبرنده آن است سر و كار داريم. امور سياسى شامل مسائل مربوط به ساخت دولت، ترتيب امور در كشور، رهبرى طبقات، مسائل كشاكش بر سر قدرت سياسى ميان حزبها و گروههاى بانفوذ و غيره است. همچنين روابط ميان ملتها و دولتها از اين مقوله است (سياست خارجى) كه مطالعه آنها موضوع علم سياست است.»[١]
[١] - داريوش آشورى، دانشنامه سياسى، ص ٢١٢- ٢١٣