مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٠٦
مربوط به آن است نظير تعيين خليفه و شرايط آن در كتب فقهى خود مطرح كردهاند.
دلايل امامت
١. امامت استمرار نبوت
لازمه خاتم بودن دين اسلام، جامعيت، جاودانگى و جهانشمولى آن است.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مأمور ابلاغ رسالت و تعليم و تبيين وحى الهى بود. اما دوره ٢٣ ساله نبوت حضرت در مكه و مدينه با توجه به اوضاع و احوال آن زمان كافى نبود كه «همه احكام اسلام را براى همه مردم بيان كند و امكان ندارد كه چنين دينى ناقص بيان شده باشد. بنابراين، حتما بايد كسى يا كسانى در ميان اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله وجود داشته باشند كه اسلام را به تمام و كمال از پيغمبر فراگرفته و شاگردان مجهز پيغمبر باشند كه بعد از رفتن او از نظر توضيح و بيان اسلام نظير وى باشند. با اين تفاوت كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله از راه وحى الهى مىگفت و اينها از راه ياد گرفتن از پيغمبر مىگويند.»[١] بر اين اساس، در مسئله استمرار نبوت، سخن از نقص دين نيست، چرا كه دين به طور كامل نازل شده است و به همين جهت، ديگر نيازى به وحى آسمانى وجود ندارد و وحى از مختصان پيامبران به شمار مىرود. اما چون شيعه و سنى بر اين نكته متفقند كه «پيغمبر اكرم در آن ٢٣ سال نتوانست تمام احكام اسلام را و لو به صورت كلى براى مردم بيان كند»[٢] به اعتقاد شيعه «از جانب پيغمبر افرادى معين شدند كه جنبه قدسى داشتند و پيغمبر اكرم تمام حقايق اسلام را براى اولين آنها يعنى على عليه السّلام بيان كرد و آنان آماده بودند كه به تمام سؤالات جواب دهند.»[٣] اين مقام و شأن، همان مرجعيت دينى توأم با عصمت است كه تعليم، تبيين و تفسير دين را پس از پيامبر بر عهده دارد و آنچه از آن مقام صادر مىشود «مرّ حق و
[١] - مرتضى مطهرى، امامت و رهبرى، مجموعه آثار، ج ٤، ص ٨٧٢.
[٢] - همان، ص ٨٧٣.
[٣] - همان، ص ٨٧٣.