مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٩
سياست است. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله علاوه بر شأن نبوت داراى شأن امامت و ولايت بر مسلمانان بود و تشكيل حكومت از وظايفى بود كه از جانب خدا بر عهده داشت، زيرا او مأمور به اجراى دين بود و اجراى كامل آن جز از طريق حكومت امكانپذير نبود. نكته بسيار قابل تأمل آن است كه به شهادت تاريخ، «مسجد» به عنوان پايگاه دينى و معنوى در صدر اسلام محلّ رتق و فتق امور اجتماعى و سياسى و حتى پايگاه نظامى نيز بوده و كاركردى عبادى- سياسى داشته است.
آنان كه دين را تنها به اخلاق و آخرت محدود مىسازند بايد به اين پرسش پاسخ دهند كه آيا با هر نوع نظام سياسى و حقوقى مىتوان اعتقادات، احكام، اخلاق و آخرت انسان را آنگونه كه دين مىخواهد تأمين و تضمين نمود؟
٣. خلافت و امامت
برخى آيات به صراحت از جعل «خلافت» و «امامت» از سوى خداوند سخن گفتهاند. اين عناوين بر موظف بودن پيامبران به رهبرى جامعه از سوى خداوند دلالت دارند.
يا داود إنّا جعلناك خليفة فى الأرض فاحكم بين النّاس بالحقّ[١] و إذ ابتلى إبراهيم ربّه بكلمات فأتمهنّ قال إنّى جاعلك للنّاس إماما[٢]
٤. ولايت و قضاوت
درخصوص پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله تصريح به ولايت و دستور به اطاعت به طور مطلق ذكر شده است به گونهاى كه حوزه امور سياسى را نيز فرا مىگيرد.
[١] - ص( ٢٨) آيه ٢٦. اى داود، ما تو را در زمين خليفه[ و جانشين] گردانيديم پس ميان مردم به حق داورى كن.
[٢] - بقره( ٢) آيه ١٢٤. و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بياموزد و وى آن همه را به انجام رسانيد[ خدا به او] فرمود: من تو را پيشواى مردم قرار دادم.