مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٥٢
اين نصب از سوى امامان ديگر نقض نگردد به قوّت خود باقى است. ثانيا: معقول نيست كه امامان ديگر نصب امام صادق عليه السّلام را نقض نموده باشند، زيرا معناى آن يا نصب غير فقيهان عادل از عدول مؤمنان است كه اين ترجيح مرجوح و قبيح است و يا ارجاع شيعيان به واليان و قضات جور است كه بطلان آن نيز واضح است.[١] ثالثا: مىدانيم كه از سوى ائمه عليهم السّلام نسخى صورت نگرفته است.[٢] با توجه به مباحث گذشته و با دقت در مقبوله عمر بن حنظله نتايج زير به دست مىآيد:
- مقبوله اختصاصى به قضاوت ندارد، بلكه با توجه به شواهد متعدد امور حكومتى را نيز شامل مىگردد.
- مراجعه به سلاطين و قضات جور، مراجعه به طاغوت است.
- مراجعه به طاغوت به طور مطلق حرام و ترتيب اثر بر آن گناه است.
- مراجعه به فقهاى اماميه در امور قضايى و حكومتى واجب است.
- عبارت «فانى قد جعلته عليكم حاكما» دلالت بر ولايت انتصابى فقيه در دو منصب حكومت و قضاوت دارد و احتمال قاضى تحكيم را نفى مىنمايد.
- از آنجا كه اين ولايت، مقيّد به قيدى نشده است و به عنوان ادامه و استمرار ولايت امامان معصوم: مطرح است ولايت انتصابى، مطلقه مىباشد.
٢. مشهوره ابو خديجه
در يكى از نقلهاى اينروايت آمده است:
روى الشيخ بإسناده عن محمد بن محبوب عن أحمد بن محمد بن الحسين بن سعيد عن أبي الجهم عن أبي خديجه قال: بعثنى أبو عبد اللّه عليه السّلام إلى أصحابنا فقال:
[١] - همان، ص ٤٨٠.
[٢] - ر. ك: سيد كاظم حسينى حائرى، القضاء فى الفقه الاسلامى، ص ٤٠ و امام خمينى، ولايت فقيه، ص ١١٠.