مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١١٢
١. عصمت: «وقتى كه شيعه امام را در چنين مقامى تلقى مىكند كه حافظ و نگهبان شريعت و مرجع مردم براى شناساندن اسلام است، همانطور كه براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله «عصمت» قائل است براى او هم عصمت قائل است.
كسى كه خدا او را براى هدايت مردم فرستاده درحالىكه مردم به هدايت الهى نياز داشتهاند نمىتواند انسانى جايز الخطا يا جايز المعصيه باشد.»[١] ويژگى عصمت از آيه اطاعت[٢] نيز كه اطاعت را به طور مطلق واجب دانسته است، استفاده مىگردد. در حقيقت وقتى منصبها و شئون پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را براى امام نيز ثابت نموديم ويژگىهايى نيز كه پيامبر به خاطر آن منصبها، دارا بوده است، لزوما براى امام هم ثابت خواهد شد، زيرا در اين جهت تمايزى ميان امام و پيامبر وجود ندارد.
همچنين از حديث ثقلين نيز به خوبى عصمت امام استفاده مىشود.
٢. علم به غيب: پذيرش عصمت ملازم با علم به غيب خواهد بود. امامان معصوم:
به عنوان كارشناسان اسلام و مطمئنترين مرجع مردم براى اخذ معالم دين، علم اكتسابى، تعقلى و مدرسهاى نداشتهاند، زيرا اينگونه آگاهى دينى همواره توأم با خطا و اشتباه خواهد بود درحالىكه آنان معصوم مىباشند، بلكه آنان «از يك طريق رمى و غيبى- كه بر ما مجهول است- علوم اسلام را از يپغمبر گرفتهاند.»[٣] ٣. انتصاب:[٤] در علم كلام پس از اثبات «عصمت»، ويژگى ديگر امام كه همان «انتصاب» است اثبات مىگردد. سير منطقى اينگونه است: «امامت لفى است از
[١] - مرتضى مطهرى، همان، ص ٨٧٤. صاحب عقائد الاماميه نيز در اين مورد مىنويسند:« و نعتقد أنّا لامام كالنبي يجب أن يكون معصوما من جميع الرذائل و الفواحش من سن الطفولة إلى الموت عمدا و سهوا كما يجب آن يكون معصوما من السهو و الخطأ و النسيان، لأنّ الأئمة حفظة الشرع و القوّامون عليه، حالهم في ذلك حال النبي»( عقائد الاماميه، ص ٥١).
[٢] - نساء( ٤) آيه ٥٩.
[٣] - مرتضى مطهرى، امامت و رهبرى، مجموعه آثار، ص ٨٤٦.
[٤] - جهت اطلاع بيشتر، ر. ك: محمّد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٢٣، باب ٣( إنّ الإمامة لا تكون إلّا بالنّص).