مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣٤
امر به معروف و نهى از منكرا را وانگذاريد كه بدان بر شما مسلّط مىگردند و دعاهايتان مستجاب نمىشود.
پيشوايان دين نيز، خود نمونههاى كاملى از اقامهكنندگان امر به معروف و نهى از منكر در جامعه بودهاند؛ در زيارت جامعه كبيره خطاب به پيشوايان دين مىگوييم:
و أمرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر و جاهدتم في اللّه حقّ جهاده حتّى أعلنتم دعوته و بيّنتم فرائضه و أقمتم حدوده و نشرتم شرايع أحكامه؛
به نيكى فرمان داديد و از بدى نهى كرديد و آنگونه كه شايسته بود در راه خدا به جهاد برخاستيد تا آنكه دعوتش را آشكار، واجباتش را بيان، حدودش را برپا و احكام شريعتش را گسترش داديد.
اين جملات بىهيچ ابهامى روشن مىسازند كه تبيين واجبات و اقامه حدود و تبليغ و ترويج شريعت، در پرتو امر به معروف و نهى از منكر و جهاد و مبارزه صورت گرفته است.
در برخى از روايات، اهميت امر به معروف تا آنجا پيش مىرود كه با تعبير زيبا و گوياى «بها تقام الفرائض» قوام و دوام واجبات ديگر به قوام و دوام آن منوط مىگردد.
على عليه السّلام امر به معروف را يكى از شعبههاى جهاد كه يكى از چهار ستون ايمان است مىداند.[١] عنصر امر به معروف و نهى از منكر اساسىترين انگيزه و هدف قيام حسين ابن على عليهما السّلام بود و بر اين نكته بارها چه در وصيتنامه آن حضرت و چه در سخنان ديگرش تأكيد گرديد و در نهايت آن حضرت در راه انجام چنين واجبى به شهادت رسيد.
فقها نيز به مسئله امر به معروف و نهى از منكر كه يكى از واجبات است، عنايت
[١] - ر. ك: همان، حكمت ٣١.