مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٧٨
غفلت نكرده است.
در بخش آزادى بيرونى، اسلام پيامآور راستين آزادى است. در تعاليم دينى ارزش والاى انسان مورد توجه قرار گرفته و نفى بندگى و سلطهپذيرى انسان از انسان اعلام گرديده است:
لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللّه حرّا؛[١] بنده ديگرى مباش، خدا تو را آزاد آفريده است.
پيامبران الهى براى آزادسازى مردم به مبارزه با طاغوت زمان خويش مىپرداختند:
و إذ أنجيناكم من آل فرعون يسومونكم سوء العذاب[٢]؛
و ياد كن هنگامى را كه شما را از فرعونيان نجات داديم كه شما را سخت شكنجه مىكردند.
اسلام هر گونه استبداد و خودكامگى را نفى مىكند. رسولان الهى در مقابله آنان كه دعوى خدايى داشتند و مردم را به بندگى خود درآورده بودند ايستادگى نموده، آنان را در مقابل تاريخ به محاكمه كشيدند. حضرت موسى عليه السّلام خطاب به فرعون مىگويد:
و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدت بنى إسرائيل[٣]؛
و آيا اينكه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساختهاى نعمتى است كه منتش را بر من نهى؟
به تعبير قرآن مجيد، پيامبر قيد و بندهايى را كه بر دوش مؤمنان است برمىدارد.[٤] در بخش آزادى درونى، اسلام كرامت و ارزش والاى انسانى را در بندگى خالصانه
[١] - نهج البلاغه، نامه ٣١.
[٢] - اعراف( ٧) آيه ١٤١؛ ابراهيم( ١٤) آيه ٦ و بقره( ٢) آيه ٤٩.
[٣] - شعراء( ٢٦) آيه ٢٢.
[٤] -\i و يضع عنهم إصرهم و الأغلال الّتى كانت عليهم\E( اعراف( ٧) آيه ١٥٧).