مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٤٦
عمر بن حنظله گويد: از امام صادقعليه السّلام درباره دو نفر از شيعيان كه در مورد قرض يا ميراث اختلافى داشتند و به سلطان يا قضات مراجعه نموده بودند سؤال كردم كه آيا اين كار جايز است؟
باطل است.[١] امتياز ديگر عمر بن حنظله اين است كه بسيارى از اصحاب جليل القدر همچون زرارة، عبد اللّه بن مسكان و صفوان بن يحيى از او نقل روايت نمودهاند. در همين حديث، صفوان بن يحيى كه از اصحاب اجماع است از داوود بن حصين از عمر بن حنظله خبر را نقل مىنمايد. اعتماد شخصيتى چون صفوان بن يحيى به او، تأييدى بر وثاقت اوست، زيرا او جز از ثقه نقل نمىكند. اين قراين و شواهد موجب شده است تا حديث مذكور نزد قريب به اتفاق علماى اماميه مورد پذيرش و استناد قرار گيرد و ضعف احتمالى سند با عمل اصحاب جبران گردد.
شهيد ثانى در مسالك الافهام مىگويد: «در طريق اين دو خبر (حديث عمر بن حنظله و ابو خديجه) ضعف وجود دارد، ولى اين دو حديث ميان اصحاب مشهورند و در عمل به مضمون آنها اتفاق نظر وجود دارد. همين امر نزد اصحاب، ضعف سند را جبران مىنمايد.»[٢] علامه نراقى نيز پس از نقل سخن شهيد در مسالك الافهام مىگويد: «ضعيف شمردن اينروايت با وجود جبران ضعف آن به واسطه دلايلى كه ذكر گرديد، تا جايى كه مشهور به مقبوله شده است، شايسته نيست.»[٣] از عبارات شهيد ثانى و علامه نراقى نوعى اجماع بر پذيرش روايت مذكور استفاده مىشود. صاحب جواهر و مقدس اردبيلى نيز روايت را با عنوان مقبوله ذكر نمودهاند و تقريبا همه فقهاى معاصر با همين عنوان از حديث ياد نمودهاند.[٤] علامه مجلسى در مورد سند آن مىگويد: «موثق تلقّاه الأصحاب بالقبول».[٥] بنابراين، به دليل مقبوله بودن روايت عمر بن حنظله، در امكان و صحت استناد و استدلال به آن ترديدى وجود ندارد.[٦]
[١] - ر. ك: محسن كديور، حكومت ولايى، ص ٢٩٩.
[٢] - شهيد ثانى، مسالك الافهام، ج ٢، ص ٣٥٢.
[٣] - مولى احمد نراقى، مستند الشيعه فى احكام الشريعه، ج ٢، ص ٥١٦.
[٤] - ر. ك: محمّد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج ٤٠، ص ٣٢؛ مولى احمد اردبيلى، مجمع الفائده و البرهان، ج ١٢، ص ١٠؛ امام خمينى، كتاب البيع، ج ٢، ص ٤٧٦؛ سيد على حسينى، كتاب القضاء( تقرير مباحث آية اللّه العظمى گلپايگانى)، ص ٣٠ وحسينعلى منتظرى، دراسات فى ولاية الفقيه، ج ١، ص ٤٢٩.
[٥] - محمّد باقر مجلسى، مرآد العقول فى شرح اخبار آل الرسول، ج ١، ص ٢٢١. وى درجاى ديگر از حديث تعبير مىكند به:« موثق مقبول مشهور( ر. ك: ملاذ الاخيار فى فهم تهذيب الاخبار، ج ١٠، ص ٢١). ايشان شرح مبسوطى بر اين روايت نوشتهاند( ر. ك: همان).
[٦] - براى اطلاع بيشتر و بررسى مبسوط سند حديث، ر. ك: جعفر مرتضى عاملى، ولاية الفقيه فى صحيحة عمر بن حنظله وغيرها.