مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٠٥
امت، پس از پيامبر در «امامت» امامانعليهم السّام تداوم ياته است. گرچه بحث اصلى ما در اينجا مسئله حكومت و زعامت سياسى است، اما به خاطر آن كه حكومت يكى از شاخهها و شئون «امامت» است و امامان همه شئون پيامبر، به جز شأن تلقى و دريافت وحى را دارا مىباشند ناگزيريم ابتدا تعريفى از «امامت» ارائه نموده، سپس دلايل امامت و ولايت را- كه حكومت نيز زيرمجموعه آن است- بررسى نماييم.
تعريف امامت
در تعبير بسيار زيبا و گوياى امام هشتم آمده است: «إنّ الإمامة زمام الدين و نظام المسلمين»[١]؛ امامت شيرازه دين و موجب نظم مسلمين است.
و در علم كلام، امامت اينگونه تعريف شده است:
الإمامة رئاسة عامّة في امور الدين و الدنيا نيابة عن النبي؛[٢] امامت، رهبرى فراگير و همگانى است در امور دين و دنياى مردم به جانشينى از پيامبر.
قوام امامت به وجود فردى به نام «امام» است؛ امام يعنى رهبر و پيشوا و «امام» امامت «امت» را بر عهده دارد. دقيقا به همين جهت است كه «امامت» از مسائل مهم اعتقادى و كلامى شيعه محسوب مىگردد برخلاف اهل سنّت كه «خلافت» را، با آنچه
[١] - حسن بن على حرّانى، تحف العقول، ص ٤٦٢.
[٢] - علامه حلّى، باب حادى عشر، ص ٨٣.