مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٣٤
عدالت مىباشد «نيابت عامّه» نام گرفته است.
در مورد «نيابت» لازم است امور زير مورد توجه قرار گيرد:
١. در اصل لزوم و وجود نيابت در عصر غيبت، هيچيك از دانشمندان و متفكران شيعى ترديدى ندارد.
٢. در اينكه اين نيابت بر عنصر فقاهت تكيه مىزند و بر مدار آن سير مىنمايد نيز هيچكس ترديد نكرده است؛ به ديگر سخن، از آغاز دوره غيبت تا زمان حاضر هيچ فقيه، متكلم، فيلسوف، عارف، مفسير و دانشمند شيعهاى ديده نشده است كه خاستگاه ديگرى براى «نيابت» معرفى نموده باشد. روايات فراوانى كه در شأن عالمان دين وارد شده و آنان را وارثان انبيا، دژهاى مستحكم اسلام، امينان پيامبران و آشنايان به حلال و حرام الهى معرفى نمودهاند، بر اين مطلب گواهى مىدهند.[١] ٣. نيابت فقيهان در دو زمينه مرجعيت دينى (ولايت در افتا) و صلاحيت قضايى (ولايت در قضا) نيز بى هيچ مخالفتى مورد پذيرش واقع شده است.
٤. مرجعيت دينى در فقيه به معناى افتا، ولى در پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امام معصوم عليه السّلام به جهت دارا بودن ملكه عصمت، تعليم و تبيين وحى است. امام معصوم از ولايت تكوينى و معنوى ويژهاى نيز برخوردار است كه برترين مرتبه ولايت است و به معصوم اختصاص دارد.
٥. درصورتىكه نيابت فقيهان در عصر غيبت شامل ولايت و زعامت سياسى هم گردد سومين استثنا بر «اصل عدم ولايت» خواهد بود.
٦. ولايت فقيه در اين معنا محدود به حوزه «امور عمومى» است و فقيه هيچگونه ولايتى در زمينه امور شخصى افراد جامعه ندارد و شرعا مجاز به چنين تصرفى نيست؛ به عبارت ديگر «اصل عدم ولايت در حوزه امور خصوصى» در هر صورت به قوّت خود باقى است.
[١] - به اينروايات در آينده اشاره خواهيم كرد.