مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٦٩
سكونى از امام صادق روايت كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمود: فقيهان، امينان پيامبرند مادامى كه داخل در دنيا نشوند. به آن حضرت عرض شد: دخول در دنيا چيست؟
فرمود: دنبالهروى از پادشاه. اگر چنين كردند، نسبت به دينتان از آنان پروا كنيد.
اينروايت جايگاه بس رفيع و والاى فقيهان عادل و شريعتمدار را تبيين مىكند و از آنان به عنوان امين رسولان الهى نام مىبرد. امانتدارى از رسالت رسولان الهى، افتخارى است بزرگ كه عالمان دين بدان مفتخر گشتهاند. اينك با دو مقدمه مىتوان دلالت اين حديث موثّق را بر ولايت فقها تمام دانست:
مقدمه اول: فقيهان ديمندار- نه دنيامدار- به طور مطلق امين رسولان الهىاند. در توضيح اين مقدمه مىگوييم:
اوّلا: عالمان دين، وظيفه صيانت و مراقبت از دين را بر عهده دارند. از اينرو، لازم است دينمدارى وجهه همّت آنان قرار گرفته، صف خويش را از صف دنياطلبان جدا نمايند. دنيازدگى، دنياطلبى، دنيامدارى و توجيهگر اعمال سلاطين جور بودن، سنخيّتى با منزلت رفيع امين پيامبر بودن ندارد.
ثانيا: امانتدارى عالمان دين، نسبت به همه وظايف، مسئوليتها و رسالتهاى پيامبران صادق است، زيرا «أمناء الرسل» در حديث، مقيّد به قيدى نشده و قرينهاى نيز بر رفع يد از اطلاق آن وجود ندارد.
مقدمه دوم: رسالت رسولان الهى منحصر در تبليغ و تعليم شريعت نبوده و قضاوت و زعامت سياسى نيز شأنى از شئون پيامبران الهى مىباشد.
«به حكم عقل و ضرورت اديان، هدف بعثت و كار انبيا: تنها مسئلهگويى و بيان احكام نيست ... مهمترين وظيفه انبيا: برقرار كردن يك نظام عادلانه اجتماعى از طريق اجراى قوانين و احكام است كه البته با بيان احكام و نشر تعاليم و عقايد الهى ملازمه دارد ... همانطور كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله مأمور اجراى احكام و برقرارى نظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاكم مسلمانان قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است،