مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٥٤
اين حديث را صدوق به اسناد خودش از احمد بن عائذ از ابو خديجه، سالم بن مكرم جمّال، اينگونه نقل نموده است:
قال: قال أبو عبد اللّه جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام: إيّاكم أن يحاكم بعضكم بعضا إلى أهل الجور و لكن انظروا إلى رجل منكم يعلم شيئا من قضايانا فاجعلوه بينكم فإني قد جعلته قاضيا فتحاكموا إليه.[١] شيخ كلينى نيز اينروايت را مطابق نقل صدوق در فروع كافى با سند ديگرى نقل كرده است.[٢] حديث ابو خديجه بر امور زير دلالت دارد:
١. امور مورد نياز و مراجعه مردم دو دستهاند: امور قضايى و امور حكومتى (مربوط به سلطان يا حاكم).
٢. مراجعه شيعيان در امور ياد شده به قضات فاسق و سلاطين جائر حرام است.
٣. مرجع صلاحيتدار در امر قضاوت، فقيه آشنا به حلال و حرام الهى است (اجعلوا بينكم رجلا قد عرف حلالنا و حرامنا).
٤. مرجع صالح براى قضاوت از سوى امام به ولايت در قضاوت نصب گرديده است (فإني قد جعلته عليكم قاضيا).
٥. مرجع صالح براى حكومت در نظر امام، همان مرجع صالح در امر قضاوت است، زيرا اوّلا: قضاوت از شئون ولايت و حكومت است. ثانيا: امام در مقام بيان بوده[٣] و با توجه به اينكه حكومت نسبت به قضاوت از اهميت بيشترى
[١] - شيخ صدوق،: من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٢- ٣.
[٢] -« محمّد بن يعقوب عن الحسين بن محمّد عن الحسن بن علي عن أبي خديجه قال: قال لي ابو عبد اللّه ...»( فروع من كافى، ج ٧، كتاب القضاء و الاحكام، باب كراهية الارتفاع الى قضاة الجور، ص ٤١٢، حديث؛ ٤).
[٣] - تفاوت اين حديث با روايت مقبوله عمر بن حنظله در اين است كه در آنجا او از امام سؤال مىكند اما در اينجا، امام صادق عليه السّلام خود اقدام به طرح مسئله مىنمايد. در فن حديثشناسى وقتى امام، خود ابتكار طرح مسئله را در دست دارد، نسبت به مواردى كه طرح مىكند در مقام بيان بوده آن را ناتمام نمىگذارد.