مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٧٣
اسلام بوده و با فقدان او ضربهاى بر پيكره دين وارد مىگردد. بنابراين، عدم تصريح به «مؤمن فقيه» در صدر روايت، موجب نخواهد شد كه ورود رخنه و شكاف در دين را به مرگ هر مؤمنى نسبت دهيم. تعبير ذيل روايت: «لأن المؤمنين الفقهاء» و نيز مرسله ابن ابى عمير از امام صادق عليه السّلام، همين امر را تأييد مىكنند.[١] از آنجا كه جامعيت و شمول احكام اسلام، همه بخشهاى عبادى، اجتماعى، سياسى، فرهنگى اقتصادى و جز اينها را فرا مىگيرد و دين بر همه اين امور حاكميت دارد، روشن مىگردد كه مرزبانان چنين دينى كه همان عالمان دين و فقيهان مىباشند وظيفه دارند سدى آهنين در برابر نفوذ و هجوم دشمنان دين باشند و چونان دژهايى استوار به پاسدارى از دين برخاسته، صيانت آن را اولين وظيفه خويش بدانند. تجربه قرنها حاكميت سلاطين و جبّاران به خوبى نشان داده است كه مرزبانان دين به هر ميزانى كه از اقتدار و نفوذ برخوردار بودهاند در انجام وظيفه پاسدارى از حدود ثغور اسلام، موفقتر عمل كردهاند و هر گاه اين نفوذ تضعيف و كمرنگ گشته است زمينه براى تاخت و تاز نااهلان و نامحرمان به حريم دين فراهم آمده و چه ضربهها كه بر پيكر مقدس دين وارد نشده است.
از آنجا كه دين همواره از ناحيه دنياطلبان تهديد مىگردد، ايفاى كامل نقش مرزبانى و نهبانى از دين زمانى ممكن خواهد بود كه عالمان شايسته (همانهايى كه فقدانشان رخنه در دين ايجاد مىكند) حاكمان امور بوده، تمشيت كارها به دست آنان صورت پذيرد.
به طور خلاصه مىتوان استدلال فوق را در قالب نكات زير بيان نمود:
- دى اسلام مكتبى است جامع كه همه شئون زندگى انسان را در بر مىگيرد.
- حريم دين همواره از سوى نامحرمان و دنياطلبان تهديد مىگردد.
- فقيهان شايسته وارسته، پاسداران حريم دين و دژهاى مستحكم اسلامند.
[١] - ر. ك: ذيل پاورقى قبل.