مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٩٥
هرگز نمىتواند رافع مسئوليت اين دولت در قبال وضعيت مسلمانان در كشورهاى ديگر باشد. تكاليف و وظايف نظام اسلامى محدود به امور شهروندان خود نمىشود و مطابق «من أصبح و لم يهتمّ بامور المسلمين فليس بمسلم» دولت، دفاع از حقوق همه مسلمانان در هر نقطه از جهان را وظيفه خود مىداند. بر همين اساس، قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مقرر مىدارد: «سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران براساس نفى هر گونه سلطهجويى و سلطهپذيرى، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضى كشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و ... استوار است.»[١] و «در عين خوددارى كامل از هر گونه دخالت در امور داخلى ملتهاى ديگر، از مبارزه حقطلبانه مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان حمايت مىكند.»[٢] چنين حمايتهايى هر چند از سوى برخى دولتها به عنوان دخالت در امور داخلى آنان قلمداد مىگردد، موجب سلب مسئوليت از دولت اسلامى نخواهد بود.
همچنين دولت اسلامى در روابط بين الملل «منافع ملى» را به طور مطلق مبناى عمل قرار نمىدهد. منافع ملى منوط به ملاحظاتى است كه در رأس آنها رعايت موازين شرعى قرار دارد و در صورت لزوم از آن منافع، به سود اين موازين، صرفنظر مىكند.
اومانيسم/ هومانيسم) msinamuH (در تاريخ تمدن غرب نام نهضتى است كه به رنسانس و تجديد حيات علم و فرهنگ و هنر و طرح مسائل اجتماعى و سياسى خارج از سلطه كليسا منجر شد.
اومانيسم شعار خود را براساس اينكه «انسان ميزان همه چيز است» قرار داد و انسان
[١] - اصل يكصد و پنجاه و دوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران.
[٢] - اصل يكصد و پنجاه و چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران.