مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٤٠
٤. در عصر غيبت كه استيفاى مصالح جامعه در حدّ مطلوب ميسّر نيست، به حكم عقل بايد نزديكترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين نمود.
٥. نزديكترين مرتبه به امام معصوم در سه امر علم به اسلام (فقاهت)، شايستگىهاى اخلاقى (تقوا و عدالت) و كارايى در مسائل سياسى و اجتماعى (كفايت) تنها بر فقيه جامع شرايط قابل انطباق مىباشد.
نتيجه: پس از امام معصوم، فقيه جامع شرايط، رهبرى و ولايت بر مردم را بر عهده دارد.
براساس دليل عقلى فوق، ولايت فقيه معنايى ندارد جز رجوع به اسلامشناس عادلى كه از ديگران به امام معصوم نزديكتر است.[١] تكيه استدلال فوق بر لزوم گزينش اصلح مىباشد. اصلح بودن گرچه مراتبى دارد كه فرد اعلاى آن در عصمت و علم لدنّى مصداق پيدا مىكند، اما ملاك هر امرى در مراتب پايينتر آن نيز همچنان باقى است و از باب قاعده «ما لا يدرك كلّه لا يترك كله» و «الميسور لا يترك بالمعسور» گزينش اصلح همان گزينش فقيه جامع شرايط است.
اين دليل عقلى، «ولايت فقيه» را ثابت مىكند، اما توان اثبات «نصب ولايت» را ندارد، زيرا استيفاى منافع جامعه با انتخاب فقيه جامع شرايط از سوى مردم نيز امكانپذير مىباشد. بنابراين، هر دو طريق انتصاب و انتخاب از نظر عقل وافى به مقصود مىباشد.
تقرير سوم:[٢]
مقدمات اين دليل به صورت زير ارائه شده است:
١. انسانها يك سلسله نيازهاى اجتماعى دارند كه تصدى آنها وظيفه سياستمداران جامعه مىباشد.
[١] - ر. ك: محمّد تقى مصباح،« حكومت و مشروعيت»، فصلنامه كتاب نقد، شماره ٧، ص ٦٦.
[٢] - تقرير سوم، دليل عقلى غير مستقل است كه از سوى آية اللّه بروجردى اقامه شده است.