مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٠٠
آية اللّه شيخ جواد تبريزى قائل به ولايت فقيه در امور حسبيه به معناى موسّع آن مىباشد. به نظر ايشان اداره نظام شهرها و تهيه ساز و برگ لازم براى دفاع از بلاد اسلامى از مهمترين امور حسبيه مىباشد كه براى فقيه جامع شرايط ثابت است.
تفصيل مطلب را نيز در كتاب ارشاد الطالب بيان كردهاند.[١] سيد محمّد آل بحر العلوم در رساله ولايات خود يكى از موارد ثبوت ولايت براى فقيهان را ولايت در امور حسبيه مىداند.[٢] علامه ميرزا محمد حسين غروى نائينى، فقيه بلندآوازه عصر مشروطه نيز در پاسخ به اين سؤال كه «در اين عصر غيبت كه دست امت از دامان عصمت كوتاه و مقام ولايت و نيابت نوّام عام در اقامه وظايف مذكوره هم مغصوب و انتزاعش غير مقدور است، آيا ارجاعش از نحوه اولى (سلطنت جائره مطلقه) كه ظلم زايد و غصب اندر غصب است به نحوه ثانيه (سلطنت مشروطه) و تحديد استيلاى جورى، [حكومت استبدادى] به قدر ممكن واجب است؟ يا آن كه مغصوبيت، موجب سقوط اين تكليف است؟»[٣] چنين پاسخ مىدهد:
«از جمله قطعيات مذهب ما طائفه اماميه اين است كه در اين عصر غيبت- على مغيبه السلام- آنچه از ولايات نوعيه را كه عدم رضاى شارع به اهمال آن- حتى در اين زمينه- معلوم باشد، وظايف حسبيه ناميده و نيابت فقهاى عصر غيبت را در آنقدر
[١] - صراط النجاة فى اجوبة الاستفتاءات، ج ١، ص ١٠.
[٢] - ر. ك: سيد محمّد آل بحر العلوم، بلغة الفقيه، ج ٣، ص ٢٣٦
[٣] - محمّد حسين غروى نائينى، تنبيه الأمة و تنزيه الملة، ص ٤١- ٤٢. منظور ايشان به عبارت سادهتر اين است كه در عصر غيبت كه امت از دسترسى به معصوم، محروماند و ولايت و نيابت نايبان امام زماند ر انجام وظايف، حكومت هم به گونهاى غصب گرديده كه امكان گرفتن آن مقدور نيست، آيا تبديل حكومت از سلطنت مطلقه و محدود نمودن سلطه حكومت استبدادى در حدّ امكان، واجب است يا با وجود غصب حكومت ديگر تكليفى براى ما وجود ندارد؟