مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٥١
به نظر مىرسد مهمترين راههاى شناخت هر نظام سياسى را در بررسى عوامل زير بايد يافت:
* نوع حاكميت و منشأ مشروعيت آن؛
* چگونگى توزيع قدرت عمومى؛
* نقش احزاب در نظام سياسى؛
* نقش دين در نظام سياسى.
هيچ نظام سياسى را در جهان نمىتوان يافت كه بىارتباط با عناصر ياد شده باشد و تفاوت ميان نظامهاى سياسى نيز عمدتا ناشى از تفاوتهاى موجود در عوامل فوق مىباشد.
١. طبقهبندى براساس نوع حاكميت
نظامهاى سياسى با توجه به مسئله حاكميت و قدرت سياسى براساس دو ملاك دستهبندى مىشوند: يكى منشأ اعمال قدرت و ديگرى ميزان اعمال قدرت[١] در زمينه منشأ اعمال قدرت و مشروعيت آن. به طور كلى سه نظريه مطرح است:
يك. نظريه الهى (تئوكراسى*)؛
دو. نظريه مردمى (دمكراسى*)؛
سه. نظريه الهى- مردمى (تئودمكراسى).
[١] - ما در اينجا درصدد دستهبندى نظامها براساس ملاك اول مىباشيم. مطابق ملاك دوم يعنى« ميزان اعمال قدرت» رژيمها به رژيمهاى سياسى چپگرا و راستگرا تقسيم مىشوند. آنچه در اين قسمت مورد توجه است ميزان دخالت دولت در اقتصاد و امور اجتماعى و فرهنگى است. به لحاظ اقتصادى چپگراها بر ضرورت دخالت دولت براى تأمين عدالت اجتماعى و راستگراها بر عدم امكان تأمين عدالت اجتماعى از طريق سياسى، ضرورت حفظ بازار آزاد، دفاع از سرمايهدارى و جلوگيرى از مداخله گسترده دولت در امور اقتصادى تأكيد مىگذارند. چپ در معناى سياسى بر ارزشهاى فرهنگى و اجتماعى تمدن جديد غربى يعنى آزادى، برابرى، فردگرايى، عقلگرايى و دمكراسى تأييد مىكند در مقابل، راست بر سنت و سنتگرايى و ارزشهاى مذهبى.