مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣٠٧
اين تقسيمبندى در درك هرچه بهتر نظامهاى حقوقى جهان معاصر به كار مىآيد و با شناخت هر خانواده حقوقى، نقاط اصلى اشتراك و افتراق ميان نظامهاى حقوقى روشن مىگردد.
حقوق تطبيقى رشتهاى از حقوق است كه خانوادههاى حقوقى را مورد مطالعه و ارزيابى قرار مىدهد.
دمكراسى (ycarcomeD/ ديموقراطيّه) دمكراسى (مردمسالارى) از دو كلمهsomed به معناى مردم وsotark به معناى قدرت و حكومت تركيب شده است.[١] حكومت دمكراتيك، حكومت مردم توسط مردم و براى مردم است.
اصول دمكراسى را مىتوان آزادى، تساوى و برابرى، مشاركت مردمى، تكثرگرايى و توزيع قدرت عمومى دانست.
در پرتو اين اصول، حكومت دمكراتيك، حومتى است ملى، براساس اراده و خواست همه انسانها و انقراض نفوذهاى اجتماعى و اقتصادى ناشى از امتيازات طبقاتى و برابرى انسانها در قوانين و توزيع عادلانه ثروت و قدرت و امكان جابهجايى آن.
در نظامهاى سياسى دمكراسى به سه شكل اعمال مىگردد:
١. دمكراسى مستقيم) ycarcomed yrotapicitrap (: در اين شكل از دمكراسى
[١] -« در يونان باستان دموس مفهويم بود محلى كه جمعيت مذكر و آزاد يك كشور يا دولت- شهر را مشخص مىكد. اين جمعيت هم شامل نجبا و اشراف)irotsira ( و هم مردم عادى)belp ( مىشد كه هسته مركزى آن را شهرنشينان و كشاورزان روستاها به نام دموس تشكيل مىدادند. يونانيان باستان، قدرت را در كليت آن متعلق به همه شهروندان مىدانستند و معتقد بودند بهترين نوع حكومت زمانى تحقق مىيابد كه دارندگان صفت شهروندى بتوانند در قدرت سياسى شركت كنند. يعنى حكومت و قانون به اراده آنان صورتپذير شود و هر كدام از آحاد مردم نيز قادر باشند در برههاى به مقامات حكومتى برسند»( ابو الفضل قاضى، بايستههاى حقوق اساسى، ص ١٢١).