مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٨٧
فصل اول: حاكميت و ولايت خداوند
يكى از سؤالهاى اساسى در نظامهاى سياسى، مربوط به منشأ مشروعيت حاكميت است. مطابق جهانبينى اسلامى سراسر هستى در مالكيت خداوند است[١] و در اين قلمرو براى او شريكى متصور نيست[٢] و به همين جهت، فرمانى جز فرمان او وجود ندارد:
إن الحكم إلّا للّه يقصّ الحقّ و هو خير الفاصلين[٣]؛
فرمان جز به دست خدا نيست، كه حق را بيان مىكند و او بهترين داوران است. و يا:
ألا له الخلق و الأمر[٤]؛
آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست.
در آيات فوق حصر «حاكميت» و «ولايت» در خداوند به وضوح بيان گرديده است.
حاكميت دو گونه است: تكوينى و تشريعى. حاكميت تكوينى به مفهوم حاكميت در عالم هستى و آفرينش است و آنچه به تشريع و قانونگذارى مربوط است،
[١] -\i للّه ملك السّموات و الأرض و ما بينهما\E مائده( ٥) آيه ١٧ و ر. ك: آل عمران( ٣) آيه ٢٦.
[٢] -\i و لم يكن له شريك فى الملك\E( اسراء( ١٧) آيه ١١١ و فرقان( ٢٥) آيه ٢).
[٣] - انعام( ٦) آيه ٥٧ و ر. ك: يوسف( ١٢) آيه ٤٠:\i إن الحكم إلّا للّه أمر ألّا تعبدوا إلّا إيّاه.\E
[٤] - اعراف( ٧) آيه ٥٤.