مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٤٩
ساير امور سياسى و اجتماعى دلالت مىكند، حصر در آيات مورد استناد، حصر نسبى خواهد بود.
ثانيا: دقت در سياق و مفاد آياتى كه وظيفه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را در ابلاغ و انذار منحصر مىدانند، روشن مىسازد كه اين آيات در مقام بيان اين نكتهاند كه: انسانها در پذيرش يا عدم پذيرش ايمان به خدا و آخرت و راهيابى به سعادت و هدايت آزاد و مختارند، چنان كه در سوره يونس آيه ١٠٨ آمده است:
قل يا أيّها النّاس قد جاءكم الحقّ من ربّكم فمن اهتدى فإنّما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها و ما أنا عليكم بوكيل؛
بگو اى مردم! حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر كه هدايت يابد به سود خويش هدايت مىيابد و هر كه گراه گردد به زيان خود گمراه مىشود و من نگهبان شما نيستم.
اساسا اين دسته از آيات، هم نسبت به پيامبر (از آن جهت كه به شدت خواهان و مشتاق قبول حق و ايمان از سوى مشركان بوده است[١]) و هم نسبت به مردم (از آن جهت كه در قبول يا رد ايمان مختار بودهاند) وظيفه پيامبر را ابلاغ و انذار معرفى مىكند و اين غير از مسئله اجراى احكام و حدود الهى و رهبرى اجتماعى و سياسى است، به همين دليل، حصر در اين آيات را، حصر نسبى مىدانيم. شاهد ديگر بر اين مدعا، آيه ديگرى است كه مىفرمايد:
سوآء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لا يؤمنون[٢]؛
كسانى كه كفر ورزيدند- چه بيمشان دهى، چه بيمشان ندهى- بر ايشان يكسان است، [آنها] نخواهند گرويد.
[١] -\i لعلّك باخع نفسك ألّا يكونوا مؤمنين\E( شعرا( ٢٦) آيه ٣) و\i فلعلّك باخع نفسك على آثارهم إن لم يؤمنوا بهذا الحديث أسفا\E( كهف( ١٨) آيه ٦).
[٢] - بقره( ٢) آيه ٦ و يس( ٣٦) آيه ١٠.