مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣١٦
اين قضيه را خارجيه مىنامند؛[١] مانند «همه خانهها در اثر زلزله خراب شدند».
به تعبير سادهتر اقسام سهگانه فوق را مىتوان اينگونه تعريف نمود:
قضيه خارجيه: افراد موضوع آن با افراد خارجى عينى مىباشند.
قضيه حقيقيه: موضوع آن حقيقت شيىء است بدون ملاحظه خاص نسبت به خارج يا ذهن. در اين صورت، هم بر افراد خارجى صدق مىكند و هم بر افراد ذهنى و فرضى.
قضيه ذهنيه: موضوع آن تنها افراد ذهنى است كه وجود خارجى ندارند.[٢] ليبراليسم (msilarebiL/ المذهب الحر، مذهب الفرديّه) واژه ليبرال به معناى «آزاد» در مقابل «برده» است، به كسى كه داراى فكر باز و به اصطلاح روشنفكر است نيز اطلاق شده است. گاهى نيز با بار ارزشى منفى، به فردى كه از لحاظ اخلاقى بىبند و بار و افسارگسيخته است، اطلاق مىشود.
ليبراليسم به عنوان يك نظريه سياسى و مكتب فردى از قرن نوزدهم در اسپانيا و انگليس مطرح شد. در سال ١٨٥٠ م اولين حزب سياسى به عنوان «حزب ليبرال» در انگليس تأسيس گرديد. ريشههاى فكرى ليبراليسم مانند فردگرايى، اعتقاد به ارزش مطلق آزادى و حقوق فطرى و طبيعى، سودانگارى و ... كه جزء مبانى فكرى ليبراليسم است از قرن هفدهم مطرح شده است. جان لاك كه يكى از بنيانگذاران ليبراليسم است سه حق اصلى را به عنوان حقوق فطرى و طبيعى انسان برمىشمرد:
حقّ مالكيت، حقّ آزادى و حقّ حيات يا صيانت ذات كه بايد از سوى دولت و ديگران محترم شمرده شود. از نظر ليبرالها با توجه به اينكه آزادى داراى ارزش مطلق است
[١] - ر. ك: محمد رضا مظفر، المنطق، ص ١٦٢- ١٦٣.
[٢] - ر. ك: محمد خوانسارى، منطق صدرى، ج ٢، ص ٤١.