مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣٠٤
حسبه) rosivrepus tekraM (حسبه در لغت در معانى گوناگونى استعمال گرديده است: شمارش، پاداش ثواب، حساب، تدبير، امر به معروف و نهى از منكر[١] و در اصطلاح، به امورى اطلاق مىشود كه مطلوع شارع مقدس است؛ فرد معينى براى آن تعيين نشده است و انجام آن نيز متوقف بر ترافع نيست، نظير امر به معروف و نهى از منكر، قضا، افتا، حفظ اموال ايتام و مجانين، تجهيز اموات، دفاع از حريم اسلام و مسلمين، تعليم قرآن و احكام دين، بهداشت محيط زيست و ....[٢] قانون امور حسبى ايران (مصوب ٢/ ٤/ ١٣٢٩) امور حسبيه را اينگونه تعريف كرده است: «امورى كه دادگاهها مكلفند نسبت به آن اقدام كرده و تصميم اتخاذ كنند بدون اينكه رسيدگى به آنها متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بين اشخاص و اقامه دعوا از طرف آنها باشد.»
حق و حكم «حق» از امور اعتبارى است كه گاه از ناحيه عقلا و گاه از سوى شارع مقدس:
جعل مىگردد. گرچه برخى «حق» را نوعى سلطنت يا مرتبه ضعيفى از ملكيت دانستهاند، در نظر بعضى ديگر «حق» نه از سنخ «ملكيت» است و نه از سنخ سلطنت و سلطه، بلكه اعتبارى مستقل از آن دو مىباشد.[٣]
[١] - ر. ك: فخر الدين طريحى، مجمع البحرين و لويس معلوف، المنجد فى اللغة و الاعلام، ماده« حسب».
[٢] - براى آشنايى بيشتر با مفهوم حسبه و شروط محتسب، ر. ك: حسينعلى منتظرى، دراسات فى ولاية الفقيه، ج ٢، ص ٢٥٩- ٣٠٠، سيف الله صرّامى، حسبه يك نهاد حكومتى و باقرى بيدهندى،« كتابشناسى حسبه»، فصلنامه حكومت اسلامى، شماره ١٣، پاييز ١٣٧٨، ص ١٢٨.
[٣] - ر. ك: امام خمينى، كتاب البيع، ج ١، ص ٢١- ٢٤.